WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

  ا ستحمار بدتر از استعمار                                        سید مبین "هاشمی"  

در فرهنگ فارسی عمید آمده است که استعمار عبارت است از مداخله ای کشورهای نیرومند و پر قدرت به کشورهای ضعیف و ناتوان به بهانه ای آبادی و کمک... میباشد. بدون شک که همچو یک تعریف کاملن بجا و درست است. چون مثال همچو اعمال را ما در صفحات مختلف تاریخ مشاهده کردیم. بطور مثال: سه دور جنگ افغانستان و انگلیس، جنگ روس و افغانستان، دخول آمریکا به عراق به بهانه ای این و آن...وغیره. همچو مداخله ها و امثال آنها همه بخاطر زیر تسلط گرفتن کشور مستعمره و همچنان بدست آوردن منفعت از آن کشورها میباشد. زیرا زمانیکه یک کشور تصمیم دخول به کشور دیگری را گرفت طبعن که اهداف و مرامهای خاص خود را دارد و نظر به آن عمل میکند. شهروندان کشور ضعیف و یا به عباره ای دیگر مستعمره به این فکر نباشند که دولتهای بزرگ جهان صرف بخاطر دلسوزی و انسان دوستی شان خواهان همکاری به کشور شان بوده است و بس.! آنها به بهانه ای همکاری، از بین بردن جنگ، فراهم نمودن دموکراسی و آزادی در صدد عملی نمودن اهداف خویش هستند. چنانکه انگلیس و روس حین حمله و دخول به افغانستان همه دارای مرام خاص خود  بودند. بطور مثال: آنها در جاگزینی زعماء، رهبران، والی ها، امامان... ما نقش بازی کردند و معادن سرشار از ذخایر قیمت بهای ما را یا با خود بردند ویا جاهای آنرا نشانی کردند و همچنان انواع و اقسام آثار تاریخی ما که عبارت از هویت اصلی و نشان دهنده ای تاریخ ما بودند، یا خود به یغما بردند و یا توسط نوکران شان به یغما بردند. موارد بالا و امثال آنها تمامن نشان دهنده ای استعمار میباشد. اما یکتن از دانشمندان و متفکران بزرگ اسلام دکتر علی شریعتی در آثار خویش یک واژه ای تازه را زیر نام "استحمار" استفاده نموده و آنرا چنین تعریف نموده است: "استحمار عبارت است از استعمار فرهنگی میباشد...." از تعریف بالا چنان به نظر میرسد زمانیکه یک کشور زیر فشار فرهنگی کشور ویا ممالک دیگر قرار گیرد، کشور مذکور زیر استعمار نه؛بل، زیر استحمار قرار دارد. یعنی پذیرفتن زبان، فرهنگ پوشاک، خوراک، روابط خانوادگی، رفتار و کردار... همه از جمله پدیده های استحمار به شمار میروند.

         مثال بارز این مورد شرایط کنونی افغانستان میباشد. زیرا بعد از دخول ممالک خارجی به این خاک یکعده از فرهنگ اصیل افغانستانی که عبارت از هویت اصلی ملت و مردم افغانستان بود، به مرور زمان نابود گردیده و به عوض آن فرهنگهای مردم بیگانه جاگزین گردیده است. یکی از جمله عاملی که سبب ورود فرهنگهای بیگانه به کشور ما میگردد، همانا فلم و سریالهای خارجی میباشد. زیرا یکعده ای از جوانان با تماشای همچو فلم و سریالها در صدد آن میشوند تا اینکه زندگی خود را مانند ممثل، ممثله ویا مردم آن کشور عیار نماید؛ بیخبر از آنکه فرهنگ و عرف و عادت مردم کشور مذکور با فرهنگ و رسم و رواج مردم ما فرق دارد.

دوستان عزیز!

اگر نگاهی به وضعیت اکثر جوانان این سرزمین به شمول پوشاک، خوراک، رفتار و کردار شان نموده باشید، خواهید دید که فرهنگ و هویت اصیل افغانستانی ما در چی حالتی قرار دارد!

آمریکا که از تجریه ای تلخ انگلیس و روس درس خوبی گرفته بود، بناءً خواست که زمینه را طوری مساعد سازد که خود افغانستانی ها خواهان ورود وی به افغانستان گردد که چنین نیز شد. از سوی دیگر آمریکا این نکته را میدانست که مردم افغانستان را از راه زور و استعمار نمیتوان زیر فشار خود قرار داد؛ چنانکه نیروهای قدرتمند انگلیس و روس نیز نتوانسته بودند. بناءً بخاطر زیر فشار و کنترول گرفتن افغانستان و از بین بردن فرهنگ اصیل و همچنان فاسد نمودن اخلاق عده ای از جوانان راه دیگری را انتخاب نمود که به گفته ای دکتر شریعتی همانا "استحمار" میباشد. همچنان بخاطر تحقیق نمودن اهداف و مرام خویش مسایلی چون: آزادی، آزادی بیان، مساوی بودن حقوق زن و مرد، استقلال اقتصادی زنان، توانمندی زنان، محو خشونت علیه زنان... وغیره را یا راه اندازی نمود ویا در قسمت راه اندازی آن به دیگران همکاری مالی نمود.

اکثر ما مردم افغانستان نیز بدون در نظر گرفتن آیندِه وخیم آن به همچو یک حالت و وضغیت کف زدیم و حمایت و پشتبانی خود را اعلان کردیم. در اصل آمریکا و ممالک دیگر استحمار را بالای ما تحمیل ننموده اند؛بل، از بی سوادی و کم دانشی اکثر مردم را استفاه نموده زمینه و شرایط این کار را فراهم ساخته تا اینکه ما خود خواهان همچو کارها شویم.

اگر شرایط به همین منوال ادامه پیدا کند شاید که بعد از چند سالی نشانه یی نه از فرهنگ اصیل افغانستانی باقی خواهد ماند و نه نامی از هویت افغانستانی. چونکه زمانیکه انسان ویا ملتی زیر فشار استحما رو یا فشار فرهنگی قرار میگیرد، چندی بعد به جز کالبد اصلی و داشتن فرهنگ بیگانه دارای چیز دیگری نمیباشد. بناءً بالای ما لازم و ضروری است که حین اقدام به کاری و پذیرفتن فرهنگ و موردی فرهنگ اصیل اسلامی و افغانستانی خود را در نظر بگیریم؛ وگرنه به نابود شدن محکوم میشویم.

به یاد داشته باشیم که با مجادله و جنگها شاید که از استعمار نجات یابیم؛ اما نجات از استحمار چنین نمیباشد.

سید مبین هاشمی

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید