WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

  افسوس صد افسوس!                             سید مبین "هاشمی"  

افسوس صد افسوس!

فروپاشی سلطنت طالبان و به تأسی آن تأسیس حکومت انتقالی و مؤقت و بالآخره ریاست جمهوری آقای کرزی از جمله مسایلی می باشند که در قسمت بازسازی، نوسازی و ترقی افغانستان نقش مهمی را بازی کرده اند. هر چند که اکثر سیاستمداران و جوانان از کار کردهای حکومت کرزی و تیم کاری اش انتقاد نموده و این حکومت را به بیکارگی، فساد، عدم توجه، عدم مسوولیت پذیری، نبودن حس همکاری و خدمت ... میکنند؛ این نیز یک حقیقت است که در طول این 12 سال گامهای خیلی مثبتی هم انداخته شده است. یکی از جمله گامهای مثبت این دوره همانا مروج شدن سامات آلات تکنالوژی، گسترش رسانه ها و سایتهای انترنیتی، و در نتیجه مستفید شدن تعداد زیادی از جوانان از این توسعه ها همچنان آزادی بیان و اندیشه، اعمار بلند منزلها، بازگشایی دانشگاه های شخصی،   اعمار سرکها... وغیره را می باشد. از جمله موارد بالا یگانه موردی که اکثر جوانان از آن مستفید شده و در زندگی روز مره ای خویش نیز آنرا استفاده میکنند همانا رسانه ای اجتماعی و جمعی و به خصوص فیس بوک "رخ نما" می باشد.

همه روزه تعداد زیادی از جوانان در اینجا موضوعات مختلف، معلومات راجع به موردی ویا تصویری از خود، کارکردهای خویش، دوستان، اماکن زیبای کشور، ممالک بیگانه، اماکن تفریحی، تصویر انتقادی علیه حکومت... وغیره را با دوستان شریک ساخته گه گاهی نظریات آنها راجع به مطلب را میگیرند. یکی از جمله تصاویری که بنده با آن بیشتر رو به رو میشود ویا به چشمانم میخورد، همانا تصویری از دانشجویان دانشگاه کابل پیشین و در زیر آن نوشته ای "زنان ویا دانشجویان افغانستان در سالهای 1960 ویا 1970 چنین بودند؛ اما اکنون در داخل برقه (چادری) زندانی می باشند" و همچنان جملات افختار آمیز و هیجانی اکثر جوانان راجع به آن تصویر و انتقاد از وضعیت کنونی زنان، می باشد. بنده از اینکه آن تصویر را در پروفایل اکثر از دوستان دیدم خواهان آن شدم تا اینکه تصویر را به شکل درست و دقیق آن مورد بررسی قرار دهم که چنین نیز کردم. حال میخواهم برداشت خود از آن تصویر را با شما در میان بگذارم:

         یک نمای عادی؛ سه دانشجوی دختر ملبس با دامن های کوتاه و نیمه ای، کتاب در دست، سرلچ و خندان. در پایین آن جملاتی چون: "واه واه چی یک کشوری داشتیم!؛ کابل ما 40 سال پیش نسبت به امروز زیباتر بود؛ زنان آن وقت پیشرفته تر و فرهنگی تر بودند و حقوق بیشتری داشتند..." من با دیدن و خواندن این جملات خیلی متأثر و متآسف شده در باره ای آینده ای این جوانان با همچو یک مفکوره خیلی ها نگران شدم. چون از نظر آنها توسعه، آبادی، پیشرفت، زیبایی، فضلیت، قدرتمندی و توانمندی یک دولت تمامن وابسته با بی حجابی و آزاد گشت و گذار کردن زنان بوده و می باشد. حال از همچو جوانان میپرسم:

آیا معنی حقیقی پیشرفت همین موضوع برهنگی زنان بوده که شما با آن افتخار میکنید؟ آیا سرلچی نماینگر تمدن و توسعه است؟ آیا حقوق واقعی زنان همین بی حجابی و بزهکاری می باشد؟ ... اگر مردم یک جامعه و یا حد اقل زنان یک مملکت بی حجاب قد علم نمایند، آیا این بدان معناست که کشور نامبرده مترقی و متمدن است؟ ...وغیره. اگر حقیقت میباییست عبارت از موردی میبود که شما فکر میکنید، پس در آنصورت کشور بنگلدیش، هندوستان، ممالک آفریقایی ...وغیره باید در صدر لیست ممالک پیشرفته و متمدن قرار میگرفتند چونکه اکثر زنان ممالک نامبرده تقریبن لُچ گشت و گذار میکنند؛ درحالیکه کشورهای نامبرده در همچو یک موقعیتی قرار ندارد.

درست است که کشور ما یک کشور پیشرفته، مترقی، توسعه یافته نیست؛ اما به یاد داشته باشیم که این کشور سالهای متمادی زیر فشار عسکری و فرهنگی ممالک بیگانه و دشمنان خاک و مردم این سرزمین قرار گرفته و تنها 12 سالی است که سیستم دولتداری تازه روی کار آمده و بنا بر همچو یک صورت خواه نخواه با مشکلات مواجه میشویم. ما نباید کشور خود را با کشورهای چون: آمریکا، انگلستان، آلمان، بلژیک، فرانسه... مقایسه نموده در باره ای آن و دولتدارنش حکم دهیم. چونکه اکثر زیر بناهای کشور ما تازه ساخته شده و یا در حال ساختن است.

از سوی دیگر برهنگی، بی حجابی، فساد اخلاقی از جمله فکتورهای ترقی، تمدن و پیشرفت نیست که بعضی از جوانان به آن می بالند. ما نباید چند نمایی از زنان بی حجاب سالهای پیش کابل ویا مناطق دیگر کشور را به گونه ای نمونه نشان داده ادعای ترقی و پیشرفت کنیم؛ برعکس هرگاه در صدد مقایسه ای شرایط کشور شویم ویا اگر لازم بود که از آزادی، ترقی، پیشرفت و توسعه حرف بزنیم، باید که  دانشمندان، مهندسان، داکتران، انجنیران، حقوقدانان، بلند منزلهای شهر، زیر بناهای محکم، سرک و جاده های زیبا و قیر ریزی شده، آمار باسوادان، مکاتب، دانشگاه ها...را مثال نشان دهیم، نه بی حجابی و بی ستری را!

از اینکه فیس بوک یک شبکه ای اجتماعی است و انسانها از مناطق مختلف جهان شاهد موارد شریک ساخته ای ما میشوند، شاید که اکثر انسانها به همچو یک مفکوره ای جوانان مسلمان افغانستان بخندند و ابراز تأسف کنند. زیرا توقع اکثر مردم از جوانان این مرز و بوم چیز دیگری می باشد.

طبعن که ما باید خواهان آبادی، اعمار، زییایی وطن و طرفدار استقلال و آزادی بشر- نه تنها زنان- باشیم، اما از اینکه مسلمان هستیم و در یک کشور اسلامی زندگی میکنیم باید که مسایل را با در نظر گرفتن ابعاد واقعی اسلامی آن تحلیل کنیم.

بنده مطمئن است در صورتیکه همچو جوانان چهره ای واقعی آزادی حدود 30 ویا 40 سال پیش زنان افغانستان و عواقب وخیم و دردناکی چون: فساد اخلاقی، عیاشی، بی بندو باری، رواج یافتن روابط  نا مشروع... را درک کنند بعد از آن همچو یک موضوع را به شکل نمونه و مثال آزادی و پیشرفت نشان نخواهند داد.  این تصاویر طرف زیبا و دلکش سکه می باشد؛ طرف عقب سکه را نیز باید در نظر گرفت.!

امید که روزی ما جوانان شاهد یک کشور پیشرفته، آزاد و متمدن شویم...

سید مبین هاشمی

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید