WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

     رسانه های انحرافی                         سید مبین هاشمی

در عصر کنونی که بنام قرن تکنالوژی ویا به عبارت دیگر عصر ارتباطات یاد میگردد رسانه ها در قسمت بیان واقعیتها، حوادث، بیان خالیگاهای کارمندان دولت، متوجه ساختن آنها به امورات شان، آزادی بیان و اندیشه، پیوند دادن انسانهای مسکون در مرزهای دور و مختلف، آسان ساختن کارهای ارتباطی انسانها، آگاهی دهی... وغیره نقش مهمی را بازی کرده و بنا برهمچو یک سبب قوه ای چهارم کشور به شمار میرود. بناءً میتوان گفت که صاحبان و کارمندان رسانه های سمعی، کتبی و تصویری در اصل کسانی هستند که در شکل گیری یک حکومت، ملت و فرهنگ آن سهم برازنده یی داشته اند. از اینکه صلاحیت رسانه ها در دست آنها می باشد، آنها با انعکاس دادن حوادث و واقعیتها اکثرن به گونه یی که خود میخواهند، اذهان عامه را تغیر میدهند. اگر صاحبان و دست اندر کاران رسانه ها حین بیان، انعکاس و آماده ای برنامه های خود ارزشهای اسلامی و فرهنگی افغانستان را در نظر نگیرند بدون شک که نتایج منفی به بار می آورد.

         افغانستان کشوریست که تنها 12 سال پیش پا به عرصه ای دنیای تازه و تکنالوژی نموده لهذا مشکلات خاص خود را دارا می باشد. یکی از جمله مشکلات های موجود در بعضی رسانه های تصویری این کشور همانا روی پرده آمدن بعضی برنامه های غیر اسلامی، مغایر اخلاق و فرهنگ افغانستانی در تلویزیونها می باشد. در این اواخر هر یک از رسانه های تصویری جهت جذب تماشاچیان بیشتر در حال رقابت با یکدیگر بوده و بخاطر تحقق اهداف شان هر یک در صدد نشر برنامه و سریالهای گوناگون و آماده ساختن برنامه های متنوع می باشند. علی رغم آنکه رقابت یک عمل و کار خوب در قسمت پیشرفت و زیبایی برنامه ها میگردد، ابعاد منفی خود را نیز دارد. بطور مثال: دست اندرکاران تلویزیون جهت جلب توجه مردم یا سریالهای خارجی را به نشر میرسانند ویا بعضی برنامه های منحرفی را زیر نام این و آن به نشر رسانده به خصوص توجه کتله ای جوان جامعه را جلب میکنند.

         خود نیز شاهد شده باشید که بعضی از تلویزیونها جهت بلند بردن فیصدی تماشاچیان در صورت ضرورت بعضی اشخاص را از بیرون از کشور دعوت نموده خواهان تظاهر آنها در روی پرده ای تلویزیون میگردند. در حالیکه اکثر جوانان ویا هنرمندانی که در بیرون از کشور زندگی میکنند، فرهنگ و رسم و رواج آن کشور را تقریبن از آن خود کرده  فرهنگ و عنعنات افغانستان را به ید فراموشی برده و نظر به آن رفتار میکنند. بطور مثال: مسئله ای حجاب و یا تستر که یکی از جمله موارد بسیار مهم در نزد افغانستانی ها می باشد، از طرف هنرمندان خاجی ای افغانی الاصل مراعت نگردیده و با آن لباسی که در جاده و سرکهای نیویارک، لندن، بروکسل، برلین... قدم زده به محافل اشتراک میورزیدند؛ در اینجا نیز چنین میکنند، درحالیکه همچو یک کار کاملن مغایر اخلاق اسلامی و فرهنگ افغانستانی می باشد. بعضی از دوستان با مطالعه ای جملات بالا خواهد پرسیدند که "لباس آنها چی ضرری برای ما میرساند؟" در جواب باید گفت که همچو اشخاص با انجام چنین عملی نه تنها خود داخل منجلاب بدبختی و گناه میشوند؛ بل، سبب انحراف آنعده جوانانی که آنها را تقلید میکنند نیز میگردند. یعنی بعضی جوانان لباس هنرمند و هنرپیشه را تقلید نموده در زندگی روز مره ای خود شاید که آنرا برتن کند؛ بی خبر از آنکه موقف و طرز زندگی موصوف با موقف و شکل زندگی هنرمند و هنرپیشه ای نامبرده خیلی ها متفاوت می باشد. متأسفانه باید گفت که برنامه های انحرافی و مزخرف زیر نام این و آن دارند هر روز بیشتر گردیده و سبب انحراف بعضی جوانان میگردند. سبب انحراف بعضی جوانان میشوند بخاطریکه: آنها یک راه نامناسب را به جوانان نشان میدهند، آنها دری را به روی جوانان باز میکنند که بستن آن خیلی ها مشکل است، بعضی از آنها در صحنه حرکاتی را انجام میدهند که سبب تحرک شهوی و جنسی جوانان میگردد...

         اصل مشکل اینجاست در کشوری که تقریبن دو دهه صرف بخاطر حفاظت نوامیس ملی جنگ  صورت گرفته هزار ها نفر به قتل رسیده و میلیونها انسان دیگر مجبور به ترک وطن گردیده و هر فرد آن به شمول رییس دولت، وزیر، والی، دانشمند، عالم، شهروند و خورد و بزرگ آن همیش لاف از اسلام، مسلمانی، ارزشهای اسلامی میزنند چرا یک ارگان دولتی ویا رعیت در مقابل همچو اعمال عکس العمل خود را نشان نمیدهند؟ وزارت اطلاعات و فرهنگ که مسۉول این کار است چرا برنامه های رسانه ها را زیر مراقبت قرار نمیدهد؟ چرا با مخالفین برخورد قانونی صورت نمی گیرد؟ آن علماء دین که روز های جمعه انسانها را با آتش و عذاب الهی تهدید میکنند، چرا در این مورد عکس العمل جدی نشان نمیدهند؟ آنها چرا حکومت و ارگانهای مربوطه را مجبور به منع برنامه های مزخرف رسانه ای نمی سازند؟ آن مجاهدینی که بخاطر تأسیس یک کشور اسلامی نبرد کردند، امروز چرا حرفی در این مورد نمی زنند؟ .. بدون شک که اگر ما خاموش بنشینیم دیگران در صدد تحقق برنامه و اهداف شان میگردند.

         از اینکه حرف از جنگ باز شد باید گفت که رسانه های مزخرف و منحرف امروزی بدتر از  راکت و مرمی هایی می باشد که دو دهه پیش مملکت را با خاک یکسان کرد و شهروندان را آواره و سرگردان. صاحبان این رسانه ها همانند قومندانان و رهبرانی می باشند که صرف بخاطر تحقق اهداف خویش و داشتن نام و نشان و زندگی مرفه تمام جوانان را فدا میکنند. به نظر بنده ضرر رسانه های انحرافی بدتر از ضرر جنگ ها می باشد. زیرا جنگ اکثرن ضرر مادی میدهد، اما اینها ضرر معنوی؛ زخم جنگ به زودی مدوا میشود، اما زخم اینها بدتر از آن چیزی  است که ما تصور میکنیم.

         دست اندرکاران رسانه های پوچ و انحرافی همانند قومندانان مضر می باشند. آنها سلاح و تفنگ بدست داشتند، اینها قلم موهب؛ آنها با مرمی و زور کشور را تباه کردند، اینها با پخش برنامه های مزخرف؛ ما در مقابل آنها عکس العمل نشان دادیم، اما در نزد دومی قرار گرفتیم؛ آنها بعضی کار ها را تحمیل میکردند، اینها محبوبانه؛ ما از آنها منفور بودیم اما مشتاق اینها هستیم. در نتیجه هر دو به کشور، ملت، فرهنگ و ارزشهای ما ضرر میرسانند. در اینجا وظیفه ای بزرگی متوجه ما جوانان میشود. مایان که آینده سازان وطن هستیم، نباید عمر خود را با تماشای برنامه های مزخرف بگذرانیم. حتا در صورت ضرورت و توانایی باید عکس العمل خویش را در مقابل آنها نشان دهیم.

         ای صاحبان رسانه ها!

         هنوز هم وقت دارید که  از پخش برنامه های مزخرف و منحرف دست برداشته مرتکب گناه بزرگی نگردیده و در نزد پروردگار متعال مسۉول نگردید.

سید مبین هاشمی

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید