WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

   من یک والی ام!                                           سید مبین "هاشمی"  

از زمانه های دیر بدینسو بین آقای دوستم و عالم ساعی به بهانه های گوناگون جار و جنجالها و بعضی مشکلات درون حزبی و قومی موجود بود که از نگاه سیاست همچو یک تنش بنام جنگ سرد یاد میشود. اما روز دوشنبه مطابق 17 جون سال 2013 میلادی جنگ سرد موجود بین این دو شخص به جنگ گرم تبدیل گردید و در اذهان عامه پرسشهای ذیل را به میان آورد: آیا این هردو مربوط به یک ملیت و حزب نیستند؟ آیا آقای ساعی خود چندی پیش یکی از جمله طرفداران و هواداران جنرال دوستم نبود؟ آیا آقای دوستم خود جناب عالم ساعی را بحیث والی این ولایت توسط حکومت نگماشته بود- حد اقل اکثر انسانها بدین باور اند-؟ پس اگر چنین است، جنرال دوستم اکنون چرا با این شخص مناسبات خویش را خیره ساخته و حتا به گفته ای بعضی ها در صدد عزل آقای ساعی از پست ولایت است؟ ...وغیره

طوریکه بنده از دور مشاهده نمود، حادثه ای روز دوشنبه چنین بود: در یک طرف بنیانگذار و مؤسس حزب جنبش، در طرف دیگر یکی از جمله هوادارن دیرینه و معاون کنونی این حزب؛ در یک طرف نماینده و والی حکومت، در سوی دیگر یک شخص پر نفوذ و محبوب؛ در یکسو حکومت و در سوی دیگر یک جنرال سابقه دار و دارای عساکر مسلح؛ در یک طرف شخص دارای حمایت مردم و در سوی دیگر شخص دارای پشتبانی حکومت... قرار داشت. همچنان مسئله ای درخشش آقای ساعی بحیث یک شخص با اعتبار ازبک و حزب جنبش در بین یک کتله ای بزرگ و بعضی دولتهای خارجی، نیز نقش مهمی را در این حادثه انجام داده است.

نتیجه ای کار:

این عمل در قدم نخست به انسانها و جهان غرب نشان میدهد که هنوز هم بعضی اشخاص صاحب رسوخ جرأت و توانایی سر بلند کردن  در مقابل حکومت و نماینده ای آنرا دارد؛ مسلئه ای دوم، تفرقه و ایجاد درز بزرگ در بین قوم ازبک- یک گروه طرفدار آقای دوستم و گروه دیگر هواداران آقای ساعی- که این موضوع از سابق نیز موجود بود اما این بار مسئله ای جناح گیری قوم ازبک به شکل بارز آن سر بلند نموده و به گمان اغلب انسانها به  دو گروه بزرگ تقسیم خواهند شد؛ حتا به گمان بنده در روز های بعدی در بعضی ولایات شمال چون: جوزجان، فاریاب و تخار به پشتبانی و حمایت آقای دوستم و قیام علیه آقای ساعی تظاهرات و حرکاتی صورت خواهد گرفت. از سوی دیگر آنطوریکه بعضی دوستان نوشتند، در این درگیری گرم آقای دوستم نیز خود شخصن اشتراک نموده  اما بعد از مدت کوتاهی مکان را ترک کرده است که اگر این خبر درست باشد، به نظر بنده همچو یک  عمل آقای دوستم سبب پایین آمدن و کاهش یافتن شخصیت، محبوبیت، قدرت و توانایی موصوف گردیده و حتا انسانها چنین فکر خواهند کرد که: آیا جنرال دوستم توانایی مقاومت در مقابل والی را نداشت؟ اگر داشت پس چرا مقاومت نکرد؟ و ده ها پرسشهای دیگر.

اما برداشت بنده از کار انجام یافته ای دیروز اینست که آقای دوستم با همچو عمل خویش عکس العمل انسانها، سیاستمداران، دولتمردان، رسانه های داخلی و خارجی را برعلیه خود جمع نموده، شخصیت، قدرت و توانایی خویش را زیر سوال برده؛ اما در مقابل والی جوزجان آن چیزی را که بحیث والی و نماینده ای حکومت باید انجام میداد، انجام داده زور، توانایی و نیروی حکومت را به نمایش گذاشته چنین پیامی داد که حکومت در  همجا حکومت است زور شخص و گروهی به حکومت نمی رسد. به نظر بنده کار آقای ساعی قابل ستایش بوده و نباید به بهانه ای این و آن مورد انتقاد قرار گیرد. زیرا بعضی ها موصوف را به والی پیشین آقای همددرد تشبیه داده و کلمات نا خوش را بر علیه وی استفاده کرده اند که به نظر بنده همچو کارها به جز از ضایع وقت و توهین به شخصیت انسانی دیگر سودی ندارد. کسانیکه والی این ولایت را مورد انتقاد قرار داده اند یکبار همدردی و همدلی نموده از خود بپرسند که اگر بجای آقای ساعی خود میبودند و شخص و رهبری بالای شان حمله مینمود پس در همچو یک حالت چی کاری انجام میدادند؟ حکم دادن از جای نشسته کار آسان است؛ اما عمل در میدان چیز دیگر است.

در نتیجه باید گفت که پیام آقای ساعی چنین بود: " حال من آن جوان 20 ویا 25 ساله یی نیستم که به دهل هر شخص و فردی برقصم و به سخنان معقول و نامعقول هر فرد گوش فرا دهم؛ برعکس، من یک والی، نماینده ای حکومت و یک شخص دارای موقف اجتماعی و فرهنگی هستم، پشتبانم حکومت بنده و تصامیم راجع به کار و امورات خویش را باید خود بگیرم.

دوستان عزیز: برداشت من از حادثه ای دیروزی چنین بود، نمیدانم که شما چی فکر میکنید؟

سید مبین هاشمی

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید