WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

     آزادی و برداشت غلط ما!                                                           سید مبین "هاشمی"  

انتشار اخبار،مقالات و بیانیه ها در وطندار ،الزاماً بمعنای تائید محتوای آنها نمیباشد!

آزادی و برداشت غلط ما!

بعد از حادثه ای یازدِه سیپتمبر و خصوصاً بعد از اینکه کشورهای خارجی داخل افغانستان گردید یک واژه ای زیر نام "دموکراسی- آزادی" سر زبان اکثر ما افغانها جاری شد. شاید که اکثر جوانان و اشخاصیکه این کلمه را استفاده میکنند و یا خود را حامی این پروسه نشان میدهند، معنی درست آنرا ندانند. بطور مثال: اگر به جوانی گفته شود شراب ننوش، زنا نکن، فرهنگ بیگانه را تقلید مکن؛ جوابش همین است که دولت افغانستان یک دولت دموکراسی است دلم هرچی که خواست آنرا انجام میدهم. گناه همچو انسانها تعریف و درک نا درست از دموکراسی میباشد. زیرا به نظر اکثر انسانها دموکراسی به معنی "هر چیزی که دلت بخواهد انجام بده" میباشد.! چی یک اشتباه بزرگی! در مورد دموکراسی تعریفهای زیادی شده است من نمیخواهم در اینجا از آن بحث کنم. فقط میخواهم یاد آور شوم که آزادی در اصلش برابری بین افراد جامعه از نگاه حق و حقوق میباشد. و یا به عباره ای دیگر، آزادی عبارت از سیستمی میباشد که دولت- حکومت نظر به خواست و تقاضای مردم رویه میکند. متأسفانه که در هیچ کشوری مثالی وجود ندارد که خواست تمام افراد آن جامعه را در نظر گیرد. در هر کشوری هستند گروهی که مخالف رژیم و یا حکومت میباشد.

اکثر ما افغانستانی ها نیز از جمله کسانی به شمار میرویم که یا معنی و مرام واژه ای دموکراسی را درست نمیدانیم و یا از اینکه از همچو یک نعمت محروم هستیم، به قول عامیانه خود را به کوچه ای حسن چپ میزنیم.! زمانیکه وضعیت جوانان کشور خود را میبینم با خود میگویم که اکثر آنها راهی گودالی میباشند که آخر آن غرق شدن میباشد. چرا گفته؟ نپرسید. چونکه جواب آنرا شاید خود شما نیز درک کرده باشید. اکثر جوانان ، تمام کارها، قواعد، نظریاتیکه مخالف دین مقدس اسلام باشد، آنرا آزادی گفته و آنگونه عمل میکنند. بعضی از آنها با این نیز اکتفا ننموده دین مقدس اسلام و یا احکام آنرا سسب عقب مانده گی مسلمانان و یا جهان اسلام میشمارند. در حالیکه اگر یک نگاه وسیع و واقع بینانه ای به تاریخ پر شکوه اسلام و مسلمانان پیشین.نمائیم، حقیقت را دریافته از کردار خود پشیمان خواهیم شد.! زیرا نیاکان ما مانند ما تنبل نبوده اند. همین دین مقدس اسلام بود که به تمام افراد جامعه حقوق مساوی را داد، همین دین بود که دختران را از زنده به گور  شدن نجات داد- متأسفانه که اکثر انسانها به این باور اند که اسلام به زن هیچ اهمیتی نداده است در حالیکه قرآنکریم و احادیث پیامبر گرامی مملو از موضوعاتی میباشد که ارزش و حقوق زنان را به وجه احسن آن بیان میکند- همین دین و رهبر آن بود که از یک قوم بادیه نشین اصحابی ساخت که ده تن آنها با بهشت مژده داده شده است، این دین والا بود که انسانها از برده گی نجاب یافتند، همین قواعد و احکام دین مقدس اسلام بود که انسانها از قتل و قتال و غارت تا حدی دست کشیدند، احکام همین دین سسب شد که میزان فحشاء تا حدی کاهش یابد- متأسفانه که امروز تقریباً در تمام کشورهای اسلامی میزان این عمل نا پسند خیلی ها بلند است. سببش دور شدن ما از اسلام میباشد!-، همین دانشمندان اسلام بود که در اندلس "اسپانیای امروزی" یک تمدن قوی و خوبی نشأت کرده بود، به سبب همین دین بود که مسلمانان در قرون وسطی حیثیت یک نیروی بزرگ را داشتند- اما امروز مسلمانان را کسی در جمله ای اشخاص و گروه های با صلاحیت حساب نمیکند-، با استفاده از علم و دانش دانشمندان اسلام در دنیای غرب کارهای ترجمه و در نتیجه ای آن رنسانس به میان آمد... بالأخره غرب حاکمیت و اقتدار را به دست خود گرفت.

خواننده گان عزیز!

واژه ای را که مردم غرب به معنی آزادی و حقوق بشر استفاده میکنند معنا و مفهوم دیگری دارد. زیرا آنها آزادی را به معنی، لچ و عریان گشتن زنان، فحشاء، فروش بدن دختران- اکثر دختران را به بهانه ای مانکن در پیشروی وترینها و پرده ای تلویزیونها قرار داده با آنها تجارت میکنند شما مثال بارز این نوع اعمال را در پرده ای تلویزیونها دیده میتوانید. زیرا کم کم به ما هم این مرض سرایت کرده است-، بی حجابی و بی ستری، اهمیت ندادن به بزرگان...؛ و حقوق بشر را به معنای حقوق انسانها مسکون در کشورهای غیر اسلامی میباشد! اگر در ممالک اسلامی هزاران نفر کشته شود، حقوق شان پامال شود، به ننگ و ناموس شان تجاوز شود... رهبران دنیای غرب سکوت را اختیار نموده شکل یک تماشاچی را به خود میگیرند. غلط فهمی نشود آنها در زبان و یا در نوشته در باره ای دموکراسی و حقوق بشر چنین چیزی نمیگویند و نمی نویسند اما کردار و رفتار آنها بیانگر این موضوع میباشد.

دوستان نهایت عزیز!

از اینکه در یک کشور اسلامی – گرچه تمام قواعد اسلام به شکل درست آن تطبیق نمیگردد طبعن که کم و کاستی ها و اشتباهات داریم- زنده گی میکنیم شکر گزاری نموده قدر دین اسلام و فرهنگ افغانی را بدانیم. شاید که اکثر ما و شما ممالک غرب را که مشتاق دیدار آن میباشیم! از نزدیک ندیده ایم، اگر یکبار بی ستری، بی حجابی، فحشاء، فسق و فجور، تجاوز به ننگ ناموس دختران، پامال شدن حقوق زن، نبودن ارتباطات فامیلی... را ببینیم به حال کنونی افغانستان هزاران بار شکر خواهیم کرد. دنیای غرب درست است که از نگاه دانش و تکنالوژی و امنیت جان و مال انسانها خیلی ها پیشرفته است، اما از نظر انسانیت، احترام به معنویات انسانها، ارزش به زنان، داشتن یک زنده گی اجتماعی ... خیلی ها خراب است.

پس چی باید کرد!

ای جوانان تحصیلکرده و با دانش! خواهش من از تمام شما این است که هیچگاهی به دین اسلام و احکام آن به شکل مستقیم و یا غیر مستقیم  توهین نکنید، به فرهنگ خود ارزش قایل شوید؛ ممالک غرب را کور کورانه تقلید نکنید، دین مقدس اسلام و یا حجاب را سبب عقب مانده گی جهان اسلام نشمارید- چونکه سبب اصلی عقب مانده گی تنبلی خود ما مسلمانان است نه دین و احکام آن!- اما یک کار را باید انجام دهیم و آن اینکه دانش و تکنالوژی دنیای غرب و یا دیگر ممالک را تقلید نموده بخاطر آبادی، ترقی، پیشرفت و زیبایی وطن خویش کار کنیم. به یاد داشته باشید که غربی شدن و یا آزادشدن به معنی برتن نمودن لباس غرب مانند و شکل ظاهری انسانهای غرب را به خود گرفتن نبوده و نمیباشد. کسانیکه پیشرفت، ترقی، تمدن و آرامی را به همچو یک عمل جستجو میکنند عاقبت شان بجز از پشیمانی چیز دیگری نخواهد بود.

حال از حامیان آزادی و دموکراسی میپرسم:

اگر مردی در شهر واشنگتن، پاریس، برلین و یا یگان شهر دیگر اروپا با لباس افغانی و با دستار گشت و گذار کند و یا زن افغانی که بخواهد با برقه ای خویش در همچو شهر ها قدم زند آیا کسی مانع آنها نمیشود؟- هدفم این نیست که ما حتمن در ممالک بیگانه نیز لباس افغانی بر تن کنیم-  در قدم اول شاید یک افغانی پیدا شده برایش خواهد گفت که "ای وطندار اینجا اروپا است شرم است که با لباس افغانی و یا برقه گشت و گذار کنی مردم بر سر ما خنده میکند لطفن برو یگان لباس اروپایی برتن کن". حال برای همچو اشخاص میگویم کجا شد او آزادی و دموکراسی؟ آیا شما نمی گفتید که بگذارید هر کس به هر شکلی که میخواهد لباس بر تن کند؟ پس چرا به همچو یک شخص مزاحمت میکند؟ متأسفانه که بعضی از وطنداران ما از اصل – افغان بودن- خود شرم میکند در حالیکه من از اینکه در یک کشوری چون افغانستان زنده گی میکنم و منصوب به همچو یک ملت قهرمان، متدین و غیور هستم در هر جا و در هر حالت افتخار نمودم و خواهم نمود. افغان بودن، لباس افغانی برتن کردن و زنده داشتن فرهنگ افغانی شرم نه؛ بلکه یک افتخار میباشد. متأسفانه که بر هر کس نصیب نمیشود!

راه حل:

یگانه راه حل این موضوع و یا به عباره ای دیگر، برقرار نمود دموکراسی تعلیم و تربیه میباشد. تا زمانیکه ما سطح دانش خود را بلند نبریم، هیچگاهی نه پیشرفت میکنیم و نه دموکرات میشویم. هدف از دموکراسی عبارت از آن نیست که هر کس هر چیزیکه بخواهد انجام دهد، هر مفکوره ای که دارد به زبان آورد، از فرهنگ و آئین خود دور گردد... زیرا هر دولت از خود قانون خاص خود را دارد. بطور مثال: در کشورهای سکولار که همیش لاف از آزادی و دموکراسی میزنند، هیگچاه فرد و یا گروهی نمیتواند به منفعت دین و یا علیه دلت سکولار چیزی بگوید و یا نوشته کند هرگاه کسی چنین کاری را انجام داد در حال به پنجه ای قانون سپرده میشود. پس کجاست آزادی و دموکراسی؟ کسانیکه لاف از آزادی و دموکراسی میزدند چرا زمینه را مساعد نمی سازند که دیگران بر له دین سخنی بزنند؟ هدفم اینست که هر دولت، حکومت، ملت از خود قانون و فرهنگ خاص خود را دارد و باید که  اتباع خویش تحت کنترول بگیرد. وگر نه در جامعه بی نظمی به میان می آید.

خلاصه اینکه واژه ای آزادی و دموکراسی پیش از وقت داخل فرهنگ ما شد. یعنی زمانی داخل فرهنگ افغانها گردید که اکثر ما حاضر به آن نبودیم. یعنی در باره ای آن معلومات درست نداشتیم و یا به عباره ای دیگر سطح دانش ما پایین بود. بناءً عواقب درد ناکی را به بار خواهد آورد. به گفته ای یکتن از دانشمندان و متفکران بزرگ دنیای اسلام علی "شریعتی" در قدم اول باید جامعه آماده ا ی پذیرش یک کار شود بعد کاری در آن جامعه انجام یاید. زیرا در غیر آن کار انجام یافته پایدار نخواهد ماند. برداشت بنده از وضعیت کنونی کشور اینست که این واژه بلاهای زیاد فرهنگی و بد اخلاقی را به بار خواهد آورد. بخاطر جلو گیری از آن باید سطح دانش خود را بلند برده انسانها را به شعور آن باید واقف سازیم. به باور بنده بعضی از اشخاصیکه برداشت غلطی از این واژه دارند روزی خواهد رسید که پشیمان شده با وجدان خود محاسبه خواهد نمود.

بنده به هیچ وجهه مخالف دموکراسی و آزادی نبوده و نمیباشد. زیرا اگر آزادی بیان وجود نمیداشت من نمیتوانستم مفکوره ها و نظریات خویش را به این پیمانه به صراحب خدمت تان به عرض میرساندم. فقط مشکل در اینجاست که باید مفهوم و معنای درست دموکراسی را بفهمیم باز عمل کنیم. ممالک اروپا با بر تن کردن لباس و یا توهین کردن به دین خویش به این توسعه و پیشرفتها دست نیافته اند؛ بلکه با کار و زحمت به این آرامی و توسعه ها نایل گردیده اند. بناءً وظیفه ای اصلی ما بلند بردن سطح دانش و زحمت میباشد. با جملات ما در قرن بیست یک زنده گی میکنیم بگذارید که هر کس کار دلش را بکند، بجز از لاف و خود فریبی به هیچ پیشرفتی نایل شده نمیتوانیم. اگر دولتی وجود داشته باشد که مانع هیچ کار شهروندش نمیشود لطف نموده برایم بنویسید.!

در اخیر میخواهم بپرسم که آیا مفهوم آزادی و دموکراسی همانا برتن کردن لباس غربی و گرفتن شکل انسانهای غرب میباشد و یا گرفتن دانش و تکنالوژی آنها؟ اگر ما افغانستانیها دارای همچو یک مفکوره باشیم آیا ترقی کرده میتوانیم؟ لطف نموده نظریات و پیشنهادات خویش را بنویسید.

سید مبین "هاشمی"

 

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید