WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

     این ثقافت بیچاره هم روز ندارد از دست ما!                     سید مبین "هاشمی"  

 

این ثقافت بیچاره هم روز ندارد از دست ما!

در این اواخر تدریس و محتوای ثفافت اسلامی یکی از مسایل جنجال برانگیر کشور گردیده و اکثر انسان ها دانسته و یا ندانسته در این مورد نظر ارایه می کنند. اخیرن توپ را حفیظ منصور شوت کرد و اکنون به دست بازیگران افتاده گاهی شوت می شود گاهی کله و گاهی هم پاس داده می شود! خدا خیر را پیش کند.

لازم است که نوشته را با دادن معنی لغوی واژه "ثقافت" آغاز کنیم. نظر به گفته آقای فرید در نوشته اش زیر عنوان "بعضی  از مسایل اجتماعی از نظر اسلام" ثقافت در لغت به معنی مهارت، یاد گیری سریع و هوشیاری می باشد. اما در زبان اجتماعی ما آنرا "فرهنگ" معنی می کنیم. پس "ثقافت اسلامی" به معنی فراگیری سریع فرهنگ و آداب اسلامی می باشد. این مضمون اولین بار پس از به قدرت رسیدن مجاهدین در سال 1371 خورشیدی به منظور اسلامی سازی دانشگاه های کشور به حیث یک مضمون درج مفردات درسی تحصیلات عالی کشور گردید و بعد از آن بعد از جلسه سال 1385 خورشیدی وزارت تحصیلات عالی بخاطر احترام به معتقدات و احکام اسلام، فهم بهتر و اکادمیک اسلام و آشناسازی جوانان با ارزش های اسلامی درج مفردات گردیده و قرار به آن شده که سر از سال 1386 خورشیدی هفته یک ساعت و در هشت سمستر در تمام دانشکده و بخش های تحصیلات عالی تدریس گردد و چنین شد.

         مفردات عمومی ثقافت اسلامی عبارتند از: جهان بینی اسلامی، فلسفه عبادات، ویژگی های اسلام، نظام سیاسی اسلام، نظام اجتماعی اسلام، تمدن اسلامی، قرآن و تکنالوژی معاصر و... محتوای مطالب بالا بطور فشرده قرار ذیل است: جهان بینی اسلامی ( تعریف ثقافت، خدا شناسی، ایمان به خدا، پیامبران، فرشته گان و...، قضا و قدر، انسان شناسی و...)؛ فلسفه عبادات (تعریف و اقسام عبادات،  فلسفه نماز، روزه، زکات، حج، بیداری اسلامی و...)؛ ویژگی های اسلام (جامع بودن دین اسلام، میانه رو بودن آن، فطری بودن و مطابقت اسلام با حقیقت علوم، صبر، تواضع، شجاعت، تقوا، بخشش، عفت کلام و...)؛ نظام سیاسی اسلام (قانون سازی و انواع آن، اسلام و سیاست، دولت اسلامی و فرق آن با کمونیزم، سکولاریزم؛  اسلام و دموکراسی، اسلام و جهانی شدن و...)؛ نظام اجتماعی (ارتباط فرد با فرد، ارتباط فرد با جامعه، حقوق اطفال، حقوق خانم، حقوق شوهر، حقوق پدر و مادر، حقوق استاد، مراعت حجاب، حقوق بشر و...)؛ تمدن اسلامی (اکتشافات، معجزه، تکنالوژی معاصر، زمین شناسی، طب اسلامی، اسلام و روان شناسی، هنر و...) هرگاه به عناوین بالا دیده شود می توان گفت که مضمون ثقافت اسلامی یک مضمون خیلی غنی، پر مفهوم و مهم  بوده که فراگیری آن به اندوخته های علمی و فرهنگی جوانان خیلی چیز های دینی و علمی تازه می افزاید. مثلن وقتی که یک جوان بطور مسلسل هشت سمستر این مضمون را فرا می گیرد از اصل و حقیقت اسلام آگاه شده، فلسفه عبادات را  می آموزد، ویژگی های انسانی همچو صبر، حوصله، تواضع، تقوا و... را یاد گرفته در زندگی خود تطبیق می کند، از نظام سیاسی اسلامی و ربط آن با دیگر انواع دولت و سیستم های سیاسی آگاه می شود و... بنائن بطور کل این مضمون ضروری و مفید می باشد. اما در این اواخر بعضی از قلم بدستان همچو حفیظ منصور ثقافت اسلامی را به شکل یک مضمون تولید کننده افکار تروریستی به معرفی گرفته است. ایشان چندی پیش نیز مقاله یی زیر نام "ثقافت اسلامی در حسرت مضمون و محتوا" به قلم گرفته این مضمون و اساتید آن را هدف قرار داده بود. من مقاله ایشان را مطالعه کردم جناب منصور در آن مقاله می گویند که ثقافت اسلامی موضوع مناسب و جذاب ندارد... اما نمی گویند که هدف شان از موضوع مناسب و جذاب چیست؟ آیا مطابق میل منصور صاحب باید محتوا پیدا کرد که مناسب شمره شود ویا افکار و نظریات عجیب و غریب را بنام اسلام تدریس کرد تا اینکه جذاب واقع شود!؟ درحالیکه هر دوی این مسئله نظر به افراد فرق می کند. مثلن مطلبی برای من مناسب و جالب است اما برای دیگری چنین نیست پس نمی توان یک مضمون را از این بعد نقد کرد. جناب شان به ادامه نقد های شان می گویند در مضمون جهان بینی اسلام از توحید، اسماءالحسنی و... یاد می کند که باید چنین نشود. حال شما بگویید در همچو یک مضمون اسلامی کجای این مطلب قابل نقد است و تدریس این موضوع چرا باید نفد شود؟ جالب اینکه ایشان به ادامه نقد های شان منبع نشان ندادن قرضاوی بحیث صاحب اصلی کتاب ویا موضوغ خصایص کلی اسلام، را نیز از کاستی های این مضمون می شمارند. هر چند که بنده نیز طرفدرا اخلاق و اصول علمی هستم می خواهم بپرسم که چند مضمون موجود در دانشگاه های افغانستان از این کاستی مبرا است!؟ اینجا شاید نام نویسنده داده نشده باشد بروید ببینید که در دانشگاه های کشور چه سرقت های علمی یی صورت نمی گیرد!؟ از همه جالب تر اینکه در مبحث فلسفه عبادات وقتی که حقانیت دین اسلام در مطابقت با نظریات و استنباطات علمی روز داده می شود، آنرا به نقد می گیرد درحالیکه در آغاز مقاله اش عدم مطابقت و سازگاری و عدم ارتباط دادن مسایل اسلامی با مسایل روز را یکی از کاستی های این مضمون می شمرد و...

         اظهارات اخیر جناب منصور صاحب از سه نگاه قابل نقد است: اول اینکه ایشان بدون سند و مثال چنین ادعا می کنند در حالیکه می باییست می گفت در فلان مضمون ثقافت فلان مفکوره تروریستی موجود است و تدریس می شود. دوم اینکه آیا کاستی از محتوای مضمون است ویا از استاد؟ به این نکته نیز اشاره نکرده است. اگر از استاد است پس محتوای مضمون چرا نقد شود؟  نکته سوم و اخیر اینکه احیانن چنین مطلبی باشد ویا یک ویا چند تن از اساتید این مضمون دارای افکار نسبتن تندی باشد، در همچو حالت هم نمی توان تمام مضامین ثقافت ویا اساتید این مضمون را نقد کرد. به عوض آن گفته شود بعضی از مطالب و اساتید این مضمون دارند چنین می کنند. نه اگر عملکرد یک فرد را به تمام گروه نسبت دهیم آنگاه باید گفت که تمام اعضای پارلمان کشور ویا نویسندگان همچو شما این مضمون را یک مضمون تولید کننده افکار تروریستی می شمارند درحالیکه چنین نیست و چند تن از دوستان موجود در پارلمان نظریه شما را رد کرده اند. دیگر اینکه اگر روزی در یکی از مکاتب و دانشگاه ها استادی دارای مفکوره تروریستی باشد آنگاه تمام مکاتب و دانشگاه ها را مرکز تروریست شمرده و دروازه شان را باید بسته کرد!؟ اگر هدف شما نتیجه سخنان بعضی از اساتید باشد باید گفت که ارایه همچو سخن از دهن شما نیز سبب ظهور و رشد تندروی می گردد شاید خود نیز دیده باشید که بعد از ارایه سخنان تان جبهه گیری ها شده اکثر جوانان – به خصوص اسلام گراها که شما نیز اسلام گرا هستید- در مقابل سخنان تان حساسیت نشان داده اند و شاید بعضی ها بعد از سخنرانی شما تندرو تر شده باشند.

اما من با پیشنهاد ایشان بخاطر کنترول و تنظیم محتوای این مضمون هم نظر هستم چنانکه در کتاب های "مبارزه در عصر روش" و "موانع توسعه سیاسی در افغانستان" نیز به زبان می آورند در کشور باید یک باز نگری دینی صورت گیرد اما با طرد و نادیده گرفتن ارزشهای اسلام نه؛ بلکه با مطابقت و سازگاری با حقیقت اسلام. از سوی دیگر جناب شان در یکی از سخنرانی های شان در دانشگاه خصوصی رنا وزارت حج و اوقاف را مورد نقد قرار داده می گوید در انتخاب ملام امام باید دقت کند؛ فکر کنم جناب شان فراموش کرده اند که در این کشور امامان مساجد اکثرن از طرف اهالی استخدام شده و در آن وزارت و دولت هیچ نقشی ندارند. چون دولت بودجه ندارد که تمام امامان را خود انتخاب کرده معاش شان را بپردازد.

جالب اینجاست که بعد از ارایه نظر منصور صاحب چند تن از اساتید این مضمون هر یک "اندیشمند" و "مصلح" صاحب بدون چون و چرا سخنان ایشان را تایید کرده و گفته اند بلی ما در مضمون ثقافت افکار تروریستی را تدریس می کنیم! من از ایشان -که یکی دکترا در اسلام شناسی دارند و دیگری در راستای نهضت های اسلامی و تاریخ کشور اثر به قلم گرفته اند- یک پرسش دارم: شما که متخصصین این رشته هستید و ادعا می کنید که در اسلام شناسی دست بالایی دارید با کدام وجدان و مفکوره به صنف رفته همچو موارد را تدریس می کنید!؟ نه اگر شما چنین نمی کنید دیگران کرده و می کنند پس چرا خود را شریک ساختید؟ از سوی دیگر آیا شما رسالت خود در مقابل همچو استاد را بجا آورده اید؟ دوم اینکه همه می دانند دولت کنترول صد در صدی در تدریس و محتوای مضمون ندارد بنائن شما می توانید همچو مفکوره و نظریات را با استدال علمی و منطقی رد کرده چیز تازه ای به دانشجویان تدریس کنید ویا پیش از منصور صاحب خود صدا بلند کرده محتوای ثقافت را نقد می کردید. از سوی دیگر نقد بدون سند و استدلال قابل قبول نیست. هر یک شما باید تمام مضامین ثقافت را دقیق مطالعه کرده نکات و نظریات تروریستی آنرا با سند و ثبوت برای ما ارایه کنید تا اینکه ما نیز آگاه شویم وگرنه با گفتن و نوشتن "...بلی مضمون ثفافت چنین است..." علر رغم آنکه خدمتی به علم و دین نمی کنید موقف و جایگاه علمی تان نیز زیر سوال می رود.

ها راستی باید گفت که به تمسخر گرفتن و توهین شدن منصور صاحب و نظریات شان توسط بعضی از اساتید و علما همچو فضل الهادی وزین، عبدالسلام عابد و... نیز قابل قبول نبوده و نیست. آنها دلیل خود را به شکل علمی و مودبانه باید ارایه کنند نه تمسخرانه!  تمسخر کردن و توهین به افراد، از نگاه اسلام جایز نیست.

         من یکی می گویم این مضمون هنوز دوران طفولیت خود را سپری می کند یعنی از عمرش ده سال شده و کم و کاستی های خود را دارد. بنائن به جای طرد و نقد های بی جا و غیر علمی آن باید نظریات علمی و معقول را جهت بازنگری و بهروز شدن مطالب آن نوشته خدمت اساتید مضمون و وزارت محترم تحصیلات عالی کشور تقدیم کرد تا اینکه آنها نیز دست به کار شوند. همچنان نقش استاد نیز خیلی ها زیاد است. یعنی اگر استاد رشته از دانش خوب علمی و دینی برخوردار باشد محتوا را به شکل دیگری تدریس کرده ویا آنرا نقد کرده اذهان دانشجویان را روشن می سازد. باید گفت که من سرسخت طرفدار تدریس این مضمون هستم حتا می خواهم بگوید که وزارت تحصیلات عالی در لایحه و مقررات خود ماده یی را اضافه کرده بگوید که این مضمون برای همیش در دانشگاه ها تدریس می شود و کسی حق پیشنهاد از بین رفتن ویا کم ساختن ساعت درسی آنرا ندارد. حال خواهید پرسید که چرا؟ در پاسخ باید گفت این مضمون به دو گروه از جوانان خیلی مفید تمام می شود: اول کسانی که در دوران لیسه علوم دینی را جدی نگرفته و در باره دین معلومات کافی نداشته و مسایل مهم و بکاری را نمی دانند – به خصوص طبقه اناث- آنها با فراگیری این مضمون از اسلام و ارزش های آن آگاهی پیدا می کنند. دوم بعضی از جوانانی که در مدارس و یا لیسه های دینی مفکوره های نسبتن سنتی از دین را فراگرفته و خیلی تندرو هستند با فراگیری علمی مضامین و موارد اسلامی تا حدی از مفکوره رادیکالی شان برگتشه از اصل اسلام اگاه می شوند. جدا از این همه، ما  در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم بنائن فراگیری همچو مضامین چی ضرری برای ما دارد؟ به هر حال فایده اش بیشتر از ضررش است. نه اگر خورده گیری کنید باید گفت که در این کشور تمام مضامین، سکتور، بخش، نهاد و... کم و بیش تندرو هستند و تندروی را پخش می کنند. من بار ها شنیده ام که بعضی از اساتید دیگر مضامین- ریاضی، فزیک، حقوق و..- نیز گه گاهی تندروی کرده و دانشجویان را نظر به دینداری و مراعت حجاب و ادای نماز شان طبقه بندی کرده حتا نمره امتحان را با در نظر گرفتن دینداری دانشجو می دهند!

         اینه مه هم توپ را شوت کردم دل تان کله می کنید ویا پاس می دهید!

         برداشت اسلام حقیقی ام آرزوست...

سید مبین هاشمی

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید