WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

    چی قدر متمدن هستیم!؟                                                         سید مبین "هاشمی"  

 

چی قدر متمدن هستیم!؟

تمدن از کلمِه مدینه و مدن عربی ساخته شده که معنای آن شهر نشینی ویا شهر نشین میباشد. این واژه در مکالمات روز مره جهت بیان نمودن حالت و وضعیت کشور، ملت، قوم و شخص بکار میرود. بطور مثال: مردم اندونیزیا خیلی ها با تمدن اند؛ فلان قوم بسیار متمدن است؛ احمد یک شخص و جوان با تمدن و  بافرهنگ است وغیره. اما در این اواخر واژِه تمدن و متمدن وِرد زبانها گردیده و اکثرن از طرف کسانی بکار میرود که خواهان یک دولت و مملکت پیشرفته، مترقی و آباد در افغانستان هستند که به نظر بنده همچو یک کار و تمنی فال خوبی بوده برای آیندِه افغانستان. بدون شک باید که  کشور ما از حالت خراب و فاسد کنونی نجات یافته نام آن از لیست کشورهای عقب مانده پاک گردیده به عوض آن یک کشور و مملکت پیشرفته و مترقی شده نامش در صدر و بالای لیست جدول ممالک پیشرفته قرار گیرد. علاوه بر استفاده ای بالا هستند کسانی که این واژه را اکثرن جهت بیان نمودن حالت و وضعیت انسانها استفاده میکنند و در این باره میگویند که "فلان شخص و خانواده بسیار  متمدن است" به تأسی آن بعضی اشخاص میخواهند که یک شخص متمدن و با فرهنگ باشند بی خبر از آنکه آیا شخص مذکور دارای همچو یک ویژه گی میباشد و یا آیا همچو یک فرد راه و طریق متمدن شدن را میداند یا نه؟ زیرا مشاهدات بنده نمایانگر آنست که اکثر جوانان امروزی از کلمه ای تمدن و متمدن همانا معنی ظاهری و بیرونی آنرا دانسته و در صدد آراستن بیرون خود میباشند. این بدان معناست که بعضی از جوانان میخواهند که با برتن کردن لباسهای عجیب و غریب و قیمت بها، با به پاکردن بوتهای لکس، استفاده نمودن کلمات ادبی بدون فهمیدن معنی آن، حقارت به دیگران وغیره خود را متمدن جلوه داده دل خود را خوش کنند. ویا اینکه بعض از جوانان حین از دست دادن فرهنگ اصلی خود،و حین گرفتن و پذیرفتن فرهنگ و رسم و رواج ممالک بیگانه، خود را متمدن میدانند و خواهان آن میشوند که انسانها نیز با آنها چنین معامله کنند. از اینکه فطرت و خلقت بعضی از جوانان به همچو یک کار و عمل چندان مناسب نبوده دوستان بالای شان تمسخر میکنند، که این نوع یک عکس العمل نیز آنها را خیلی ها متأثر میسازد. حال دریابیم که مشکل در کجاست؟

دوستان عزیز!

به نظر بنده ما باید در قدم نخست معنا و مفهوم اصلی و درست واژه ای تمدن و متمدن را بدانیم و بعد راجع به آن سخن زنیم و شکل ظاهری خود را نظر به آن آراسته کنیم. باید گفت که متمدن شدن عبارت از فراموشی فرهنگ اصلی خود و یا به عباره ای دیگر عبارت از فراموشی خود نبوده و نمیباشد. کسانیکه به همچو یک اعتقاد و باور باشند یک اشتباه بزرگ نموده راهی یک راه غلط و کج میباشند. اگر شخصی حالت و فطرت خود را فراموش نموده خواهان همچو یک تمدن باشد به زودی به اشتباه خود پی خواهد برد. زیرا هرکس فقط خودش شده میتواند و بس. نه احمد خاصیت و حالت معنوی محمود را صد در صد از آن خود کرده میتواند و نه محمود همچو یک کار را انجام داده میتواند!. هرگاه ما خواهان آن شویم که یک بار و مجبوریتی را که بدن و حالت فزیکی و روحیه ای ما مناسب آن نمیباشد، به آن حمل کنیم با مشکلات مواجه میشویم. به نظر بنده پیش از اینکه خود را متمدن فکر کنیم ویا خواهان تمدن شویم در قدم نخست باید معنی لغوی و اصطلاحی واژه ای تمدن و متمدن را بدانیم، از فرهنگ شهر نشینی و تمدن آگاهی حاصل کنیم و بعد در این راستا قدم بگذاریم. چونکه در غیر آن با مشکلات مواجه شده خود را مسخره میسازیم و بس.

از جملات بنده چنین نتیجه گیر میشود که تمدن و یا متمدن به حالت ظاهری و بیرونی فرد و جامعه گفته نشده بل، به حالت درونی، رفتار با دیگران، سخن و حرف زدن، نشست و برخاز و غیره گفته میشود. یعنی اگر شخصی طرز رویه و رفتار با دوستان و اقارب خود را نداند ویا از فرهنگ شهر نشینی آگهی نداشته باشد، موصوف به هر اندازه که به خود زیب و زینت دهد ویا لباسها و انواع پوشاک قیمت بها بر تن کند، باز همان روستایی و بی تمدن است! یعنی انسان با زندگی کردن در شهر و مناطق لکس و زیبا و یا با صرف نمودن کلمات و جملات ادبی- بدون دانستن معنای آن- ویا با خندیدن به حال و وضعیت دوست و اقارب خود متمدن نشده بل، با داشتن و به صحنِه عمل گذاشتن فرهنگ و معلومات شهر نشینی و پیشرفت متمدن میشود.  جای آن رسیده است که بگویم  اعراب دوران حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) نیز به دو گروه بدوی و مدنی تقسیم میشدند، درحالیکه اشخاص مدنی آنوقت نه دارای کدام زندگی مرفه و آرام بود و نه مثل امروز دارای تکنالوژی پیشرفته بل، آنها از فرهنگ شهر نشینی و طرز رفتار و سخن با پیامبر گرامی (صلی الله علیه و سلم) و انسانها آگهی داشتند و به همین سبب حضری ویا مدنی نامیده شدند که یکتن از مؤرخین ورزیده ای جهان اسلام ابن خلدون نیز جامعه را بدوی و مدنی گفته به دو گروه تقسیم میکند. بعضی ها شاید به این باور باشند که انسانهای مدنی سابق، شخصیتهای متمدن وقت خود شان بودند نه اشخاص متمدن کنونی! بلی، آنها درست فرموده اند اما این نکته را نیز به یاد داشته باشیم که آنها اشخاص متمدنی بودند که این لقب را بدون آلایش و رنگ و روغن نمودن حالت ظاهری خویش از آن خود کردند.

راه حل:

برای ما جوانان افغانستان لازم و ضروری است که در قدم نخست به فرهنگ و ارزشهای معنوی خویش صاحب براییم و بعد با در نظر داشت مشاهدات خویش و الهام از ممالک پیشرفته و مترقی در این راستا اقدامات جدی نموده نام خود و کشور خویش را از این منجلاب بد بختی که تقریبن دامنگیر همه انسانها شده است، نجات دهیم. یگانه راه حل این مشکلات نیز همانا تعلیم و تربیه (آموزش و پرورش)، درک وطن دوستی، شعور همبستگی... میباشد. به یاد داشته باشیم که نمای بیرونی انسان بیانگر حالت متمدن بودن نبوده و نمیباشد. خلاصه اینکه اگر خواهان تمدن و پیشرفت هستیم، باید که زیاد زحمت بکشیم و تلاش ورزیم و با استفاده از پیشرفتهای تکنالوژی یک چیز سودمندی را به وطن خود ارمغان کنیم.

انشاء الله که به مرور زمان افغانستان نیز از جمله ممالک متمدن و پیشرفت جهان به شمار خواهد رفت...

سید مبین هاشمی

   

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید