WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

   احترام و محبت                                                      سید مبین "هاشمی"  

 

احترام و محبت  سید مبین هاشمی

احترام و محبت دو واژه ای بسا مهم و ارزنده بوده و در زندگی انسانها نقش بسزایی را بازی میکنند. بناءً لازم است پیش از اینکه به پیرامون موضوع داخل شویم، این دو واژه را بطور خلص معرفی کنیم.

احترام: عبارت  از، حرمت و یا به عباره ای دیگر پذیرفتن هستی و موجودیت جانب مقابل بوده، خواه احترام باشد و خواه نباشد.

محبت: عبارت از پذیرفتن جانب مقابل و اظهار دوستی و عشق ورزیدن به شخص و مفکوره هایش میباشد. گرچه خود نیز تقدیر خواهید کرد که همچو واژه ها را نمیتوان با یک یا دو جمله ای کوتاه معرفی کرد، فقط از اینکه اکثر  انسانها با این دو واژه شناسایی دارند بنده به تفصیلات تعریف این دو پدیده نرفته با جملات بالا اکتفا کرده ام. در اینجا میخواهم به زبان آورم که اکثر ما افغانستانی ها -چه در داخل و چه در بیرون کشور-  احترام و محبت را از یکدیگر تفکیک کرده نتوانسته  یکی اش قربان و فدای دیگرش میکنیم. این بدان معناست که اکثر ما جوانان اگر کسی را دوست نداشته باشیم در مقابل وی بی احترامی کرده موصوف را به جمع انسان نگذاشته به وی توهین و حقارت های نا شایسته میکنیم. به نظر بنده همچو یک عکس العمل چندان پسندیده نبوده و نمیباشد. درست است که احترام و محبت دو  پدیده ای جدا نا شدنی میباشند، اما در بین شان یک فرق وجود داشته و حین رفتار و کردار باید که آنرا در نظر بگیریم. چون انسانها از یکسو مستحق احترام بوده و از سوی دیگر دارای انس و محبت در مقابل یکدیگر میباشند. پروردگار مان در کلام ربانیش در مورد پیدایش انسانها چنین فرموده اند: "هیچ شک نیست که ما اولاد آدم (علیه السلام) را صاحب کرامت و فضیلت کردیم..." و در جای دیگری چنین میفرمایند: "بدون شک که ما انسان را به زیباترین شکل آفریدیم و بعد فرومایه ترین گرداندیم." از آیات بالا چنین نتیجه گیری میشود که انسانها بدون در نظر گرفتن رنگ، پوست، دین، مذهب، ملت، ملیت، مفکوره... مستحق احترام بوده و  باید که در مقابل  یکدیگر چنین رویه و رفتار کنند. کسانیکه از اوامر و نواهی الله متعال سرکشی میکنند مستثنا میباشند.

از سوی  دیگر واژِه انسان خود دو معنی دارد: اگر انسان از واژه ای اُنس گرفته شده باشد معنی آن محبت و دوست داشتن بوده  و بنا بر همچو یک سبب انسانها یکدیگر خود را دوست میدارند و اظهار محبت میکنند؛ نه اگر انسان از واژه ای نسیان گرفته شده باشد معنی آن فراموشی بوده و  اینجاست که انسانها نعمتهای الله متعال و نیکی های یکدیگر را فراموش کرده نا سپاسی میکنند.  به نظر بنده هر دو معنی امکان دارد. چونکه بعضی  انسانها دوست داشتن را یاد داشته و یا هم خیلی دوست داشتنی میباشند؛ در مقابل هستند انسانهایی که حین دست یافتن به امکانات خوب درحال پروردگار متعال را به یاد فراموشی برده گویا خود را حاکم این دنیا فکر نموده و آنگونه رفتار میکنند و از سویی هم بسیاری انسانها نیکی های دوستان خود را فراموش میکنند.

اما اصل مشکل اینجاست که اکثر جوانان کنونی این دو واژه را رد و بدل نموده اند. یعنی اگر کسی را دوست نداشته باشند در مقابل وی بی احترامی میکنند، درحالیکه همچو یک عمل دینن، اخلاقن و عرفن پسندیده نمیباشد. بطور مثال: اگر روزی در صنف استاد بالای ما قهر شده ما را نکوهش کرد، درحال بدگویی موصوف را کرده آن استاد را در چهار کتاب گناهکار نموده دشمنی را باوی اعلان میکنیم؛ نه تنها چنین حتاّ اگر روزی با استاد رو به رو شدیم، بخاطر اینکه نامبرده را دوست نداریم نه به وی سلام میدهیم و نه احوالپرسی میکنیم، احیانن اگر استاد برای ما سلام دهد به عوض اینکه به سلام جواب دهیم، برعکس رو میگردانیم. اگر لحظه یی با خود نشسته جویای سبب آن شویم به زودی در خواهیم یافت که سببش نکوهش کردن موصوف میباشد؛ همچنان هستند جوانانیکه در مقابل دوستان شان بی احترامی میکنند. یعنی اگر رفتار و کردار یک دوست شان مورد علاقه و پسند شان قرار نگرفت، در مقابل موصوف بی احترامی نموده و حتاّ دست به توهین و حقارت میزنند.  شاید که همچو جوانان الفاظ توهین آمیز استفاده نکنند، اما کردار و رفتار شان بیانگر این موضوع میباشد. مثلن زمانیکه دوستان ما با ما صحبت میکردند ما خود را با کار دیگری مشغول کنیم ویا متوجه سخنان وی نشویم، این خود بیانگر و نمایانگر بی احترامی ما در مقابل آنها میباشد.

بعضن چنان میشود که دو دوست بسیار نزد یک از یکدیگر میرنجند. هرگاه جویای سبب آن شویم، خواهیم دید که سببش همانا مختلف بودن نظر و مفکوره میباشد. چی یک عادت خرابی!؟ اگر هر کس دارای عین نظریه و مفکوره میبود پس این دنیا چی معنی میداشت!؟ زیبایی این دنیا به همچو یک عمل نهفته است. بگذارید که دیگران دارای مفکوه و نظریه ای جداگانه و مختلف باشند و شاید که به اثر نظرات و  اندیشه های مختلف به یک دستاورد بزرگی نایل شویم. بعضی اوقات دوستان شاکی از آن میشوند که رویه و کردار جانب مقابل در مقابل شخص خودش صمیمی و درست نبوده و بنا بر همچو یک سبب جانب مقابل را نکوهش و ملامت میکنند. به نظر بنده انسان پیش از اینکه بالای شخصی انگشت انتقاد را بالا کند، باید که یکبار به آیینه بنگرد و در باره ای رفتار خود نیز قضاوت کند. چندی پیش در برگ رخنامه ای (فیس بوک) یکی از دوستانم  جمله ای خیلی ها پُر مفهومی را جع به این مورد خواندم و لازم دیدم که آن جمله را با شما در میان بگذارم:

شخصیت من چیزیه که من هستم،

اما برخورد من بستگی داره به اینکه:

..." "تو " کی باشی

چنانکه از جمله ای بالا نیز فهمیده میشود پیش از اینکه رفتار دوست خود را مورد انتقاد قرار دهیم، کردار خویش در مقابل دوست خود را نیز باز پرسی کنیم.

پیام من به همچو جوانان اینست که احترام و محبت  دو واژه و پدیده ای جدا گانه بوده باید که از یکدیگر تفکیک شوند. اگر ما شخصی را دوست نداشتیم این بدان معنا نیست که ما باید در مقابل وی بی احترامی کنیم، شاید که نظریه، مفکوره و یا رفتار اشخاص مقابل مورد پسند ما قرار نگیرد و یا هم با مفکوره و نظرات ما خیلی ها متفاوت باشد. همچو یک اختلاف کار خرابی نیست. چون انسانها فطرتن دارای چنین خصوصیت میباشند که به نظر بنده مختلف بودن نظرات و مفکوره ها نمایانگر غنامندی ما و فرهنگ ما میباشد. ما مجبور نیستیم که هر نظریه و مفکوره ای دیگران را بپذیریم ویا هم کسی ما را مجبور به همچو یک کار کرده نمیتواند. اما زمانیکه همنوا و هم نظر نبودیم ضر ب المثل ذیل را به یاد داشته و آنگونه عمل کنیم: "عیسا به دینش موسا به دینش" یعنی سکوت اختیار کنیم و بس. و گرنه توهین و حقارت های بی مورد و دشنام ها سودی ندارد.

دوستان عزیز!

به یاد داشته باشیم که احترام مجبوری بوده اما محبت و دوست داشتن چنین نمیباشد.  یعنی ما انسانها مجبور و مکلف هستیم که در مقابل یکدیگر و نظرات شان احترام داشته باشیم، هر چند که مورد پسند ما قرار نگیرد؛ اما مجبور نیستیم که کسی را دوست داشته باشیم و یا هم کسی برای ما گفته نمیتواند که "چرا مرا دوست نداری؟"

سید مبین هاشمی

   

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید