WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

   برابری یا عینی گری!                                                          سید مبین "هاشمی"  

بعد از روی کار آمدن دولت مؤقت، انتقالی و به تعقیب آن حکومت آقای کرزی اکثر  ما مردم افغانستان دو واژه را که عبارتند از: حقوق بشر و حقوق زن میباشند بیشتر میشنویم و استفاده میکنیم. حتّا در این راستا کمسیون مستقل حقوق بشر و  وزارت امور زنان تأسیس گردیده که تحت صلاحیت هر  یک آن ده ها مدیریت و ریاست در زمینه های مختلف به فعالیت آغاز نموده است. کمسیون مستقل حقوق بشر و وزارت امور زنان هر دو یک نقطه ای مشترک داشته که اکثر فعالیت های خود را در این راستا به نمایش میگذارند و آن هم عبارت از "حقوق زن" میباشد. درست که وظیفه ای وزارت امور زنان همه مربوط به زنان بوده و میباشد؛ اما وظیفه ای کمسیون مستقل حقوق بشر آنطوریکه از نام آن نیز پیداست، همانا بررسی موارد و قضایای بشر یعنی انسانها و یا به عباره ای دیگر مسایل زن و مرد میباشد.  اما کمسیون نامبرده اکثر فعالیتهای خویش را مخصوص زنان ساخته است. سوال اینجاست که  این کمسیون چرا اکثر فعالیتهای خویش را در بخش زنان به خرچ میدهد؟ حتّا ریاست مستقل مربوط زنان نیز دارد. آیا زمانیکه ما نام از بشر میبریم، زنان نیز داخل این واژه نمیباشد؟ اگر واژه ای بشر زنان را نیز احتوا میکرده باشد، پس چی حاجت است که یک ریاست و یا مدیریت دیگری تأسیس نماییم؟  کمسیون و وزارت نامبرده چرا روی مسئله ای خشونت علیه زنان بیشتر غور میکنند؟ آنها چرا همیش از استقلال اقتصادی زنان سخن میزنند؟ علر رغم آنکه آنها در قسمت محو خشونت علیه زنان فعالیت میکنند، چرا آمار خشونت علیه زنان روز به روز رو به افزایش است؟ چون پژوهشات کمسیون مستقل حقوق بشر و وزارت زنان بیانگر این موضوع میباشد. آنها هر سال و مرتبه ای که در این مورد تحقیقات میکنند، با یک نمایه (تابلو) ی بسیار بدی رو به رو میشوند و آن اینکه انواع و اقسام خشونت علیه زنان افزایش یافته است! این بدان معناست که یا در روش کمسیون و وزارت نامبرده کدام مشکلی وجود دارد ویا ما مردم افغانستان کدان علتی داریم!؟

به نظر بنده سیاست حکومت، کمسیون مستقل حقوق بشر و  وزارت امور زنان اشتباه میباشد. زیرا آنها گویا زنان را از بشر جدا ساخته و یک موجود دیگر فکر کرده در این زمینه فعالیت میکنند. اما من میگویم نهاد هایی که میخواهند در این راستا فعالیت کنند، در قدم نخست باید بدانند که زنان پیکر اساسی و مهم جامعه ای ما را تشکیل داده و آنها جزء جدا ناشدنی مردان میباشد. مشکل موجود در افغانستان تنها مربوط به زنان نبوده؛ اصل مشکل، مشکل انسان میباشد. اگر خواهان تشکیل یک جامعه ای سالم و پیشرفته باشیم، پس لازم است که در قدم نخست انسانهای مسکون در جامعه را اصلاح کنیم ورنه فعالیتها و کارهای ما هیچ میشود. حکومت، کمسیون و وزارت نامبرده اکثر اوقات از برابری حقوق زنان و استقلال اقتصادی آنها سخن زده انسانها را در این راستا تشویق میکنند که همچو یک کار معقول و مفید میباشد. از اینکه زنان نیز انسان به شمار میروند، حق دارند که تحصیل کنند، کار کنند، دارای عاید و درآمد باشند... اما مشکل در اینجاست آن چیزی را که حکومت، کمسیون مستقل حقوق بشر و وزارت امور زنان به زبان می آورند با عملی که انجام میدهند مطابقت نمیکند. آنها از برابری حقوق زنان سخن میزنند اما  خواهان عینی بودن حقوق آنها با مردان میباشند؛ درحالیکه برابری و عینی گری دو پدیده ای جدا گانه بوده و از یکدیگر تفاوت دارند. بطور مثال: اگر پدری دارای دو پسری بوده یکی آن در داخل افغانستان و دیگری آن در خارج از کشور مشغول تحصیل باشد و پدر ماهانه به هر پسر صد دالر آمریکایی دهد همچو یک عمل پدر عینی گری میشود. چون به هر دو پسر عین مقدار پول داده است؛ نه اگر پدر به یکی از این پسرها که جهت فراهم ساختن احتیاجات خویش به پول زیادی نیاز داشته باشد پول بیشتر دهد، همچو یک عمل پدر نامبرده عدالت میباشد. این بدان معناست که برابری عبارت از دادن و گرفتن حق نظر به توانایی و احتیاج بوده؛ در مقابل، عینی گری گرفتن حق و حقوق مساوی بدون در نظر داشت نیازمندی میباشد.

آنطوریکه از مثال بالا نیز فهمیده میشود زنان و مردان دارای حقوق مساوی بوده نه دارای عین حق و حقوق! چون مساوی بودن حقوق با عینی بودن آن فرق دارد. مساوی بودن عبارت از همان حق و حقوقی میباشد که مطابق فطرت انسانها باشد. بطور مثال: از نگاه دین مقدس اسلام نفقه ای تمام اعضای خانواده بدوش مردان بوده و در مقابل کارهای خانه بدوش زنان میباشد؛ کارهای داخل خانه مربوط زنان و کارهای بیرون خانه مربوط مردان میباشد؛ یک مرد مجبور است که بخاطر فراهم ساختن نیازمندی های اعضای خانواده شب و روز کار کند اما زن دارای چنین یک مجبوریت نمیباشد؛ یک مرد میتواند با چهار زن ازدواج کند اما یک زن چنین یک کار را انجام داده نمیتواند- لطفن این مورد را دلیل خود قرار داده از زن ستیزی اسلام حرف نزنید. چون همچو یک کار موافق فطرت زنان نمیباشد. همچو یک کار را میتوان با برتن کردن دامن زنان بیان نمود. یعنی دامن برتن کردن مخصوص زنان بوده و در هیچ مملکت و فرهنگی مردان دامن برتن نمیکنند. بناءً کسی از جا برخیسته "مردان چرا دامن برتن نمیکنند" گفته دست به اعتراض زده نمیتواند و همچنان باید گفت که اسلام چهار زن گرفتن را به مردان توصیه نکرده؛ بل، یک زن گرفتن را توصیه کرده و در ضمن آن بیان میدارد که مردان در حالت ضرورت با چهار زن ازدواج کرده میتوانند- ... تمام مثالهای بالا بیانگر مساوی بودن حق و حقوق مردو زن میباشد.

از سوی دیگر تعلیم و تربیه و تحصیل نیز از جمله حقوق زن به شمار میرود. چون زنان در زمان پیامبر گرامی (صلی الله علیه و سلم) نیز از همچو یک حق برخوردار بودند. بطور مثال: در زمان حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) زنان به مساجد رفته نماز را با جماعت ادا میکردند و به تعقیب آن از نزد پیامبر گرامی (صلی الله علیه و سلم) درس میگرفتند و اگر کدام سوال و مشکلی میداشتند آنرا با رسول خداوند (ج) در میان گذاشته راه بیرون رفت آنرا در می یافتند.  

اما در افغانستان آن چیزی را که اکثر زنان دعوا میکنند، مساوی بودن حق شان نبوده؛ بل، عینی بودن حق میباشد. وگرنه برابری، حق مسلم شان میباشد. به نظر بنده اکثر ما مردم افغانستان از آزادی، حقوق بشر و حقوق زن برداشت غلط نموده و آنرا فقط در بی بند و باری، خوش گذرانی، لباسهای عریان برتن کردن، مخلوط بودن مرد و زن، خود فریبی و غیره دیده ایم.  زیرا چندی پیش یک عکس را در رخنا مه ای یکی از دوستانم دیدم که در آن عکس سه تن از دختر جوانان افغانستانی سر لُچ با عساکر خارجی پهلو به پهلو و به شکل خیلی ها شرم آورنده نشسته بودند و بعضی ها آن دختر جوانانرا تشویق نموده و همچو یک کار را از جمله حقوق شان شمرده بودند. به نظر شما آیا همچو یک عمل دختر جوانان از جمله حقوق آنها به شمار میرود؟ آیا برداشت ما از حق و حقوق زنان همین است و بس!؟

امروز اگر زنی با شوهرش جار و جنجال کند ویا از شوهرش شکایت کند، اکثر انسانها آنرا حق مسلم زن مذکور میدانند؛ اگر دختر جوانی لباسهای غربی مانند برتن نموده در جاده های کشور ما قدم بگذارد، همچو یک عمل دختر نامبرده حق موصوف تلقی میگردد و ده ها موارد دیگر . شخصن به نظر من موارد بالا حق نبوده؛ بل، پدیده ای میباشند که سبب تباهی انسانها میگردد. پیوند به این موضوع میخواهم از جمله حقوق زنان چند مورد مهم آنرا در پایان برایتان ذکر نمایم تا اینکه حامیان حقوق بشر و حقوق زن و آنعده کسانیکه خواهان آزادی زنان میباشند به این موارد دقت کنند:

- اولین حق زنان همانا تعلیم میباشد. بناءً کوشش شود که همچو یک حق زنان برایشان داده شود. تا اینکه اذهان آنها روشن گردیده سبب خوشختی شان گردد. چون هنوز هم اکثر خانواده ها دختران خویش را از رفتن به مکاتب منع میسازند اینکه در بعضی مناطق شرایط امنیتی سازگاری نمیکند به آنها چیزی گفته نمیتوانیم.

- تربیه ای خوب: کسانیکه خواهان آزادی و پیشرفت زنان میباشند باید دختر جوانان موجود در خانه های خود را به شکل درست آن تربیه کنند.

- حق انتخاب شوهر: از نگاه دین مقدس اسلام دختر جوانان باکره و بالغه حین انتخاب شریک زندگی مختار میباشند. اما در افغانستان تقربین هفتاد فیصد ازدواجها بدون رضایت دختر و  پسر جوانان صورت میگیرد.

- دختر ان را به سن طفولیت به عقد نکاح در نیاورید. شاید خود شاهد حالتی گردیده باشید که دختر 10 و یا 12 ساله به عقد نکاح در آورده شده باشد.

- دختران را همسر مردان بزرگ سال نسازیم. همچو یک کار اکثرن در مقابل پول صورت میگیرد. بناءً گفته میتوانیم که دختر ان متاع تجارتی نبوده که آنها فروخته امرار حیات نماییم.

- در شرایط مناسب و با در نظر داشت قوانین اسلامی برای زنان حق کار کردن در بیرون از منزل را بدهیم. از ناموس زنان مراقبت کنیم. موارد بالا و امثال آنها از جمله حقوق زنان بوده و میباشد کسانیکه از حقوق آنها دفاع میکنند باید در قدم نخست متوجه این موضوع باشند.

یکی از جمله مواردیکه سبب فاسد شدن جامعه ای افغانستان گردید همانا بی وقت آمدن آزادی و حقوق زن بود. چون این پدیده زمانی داخل فرهنگ ماگردیدکه اکثر مردم افغانستان قابلیت پذیرش آنرا نداشتند. همین بود که اکثر انسانها از واژه های آزادی و حقوق زنان چیزهای دیگری درک نمودند.

خلاصه اینکه زنان و مردان دارای حقوق مساوی بوده؛ نه دارای عین حقوق. یعنی آن چیزیکه مطابق فطرت انسانها باشد عبارت از حق بوده؛  و آن چیزیکه مطابق فطرت انسانها نباشد از جمله حقوق آنها به شمار نمیرود.

سید مبین هاشمی

   

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید