WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

   بد بخت ترین نسل ماییم!                                                          سید مبین "هاشمی"  

وراثت و یا به عباره ای دیگر انتقال خواص از یک نسل به نسل دیگر یکی از جمله قوانینی میباشد که در بین تمام موجودات زنده و به خصوص در بین انسانهای مسکون در یک جامعه قابل تطبیق میباشد. بدون شک که انتقال خواص نسل پیشین به نسل بعدی شکل و انواع گوناگون را به خود داشته و شاید که بعضی از آنها مثبت و بعضی از آنها منفی باشد؛ در مورد افغانستان و به خصوص راجع به قشر کنونی که عبارت از ماییم، تردد ها و پرسشهایی وجود دارد که اکثر آنها هنوز هم در اذهان مردم به شکل مرموزی جای خود را گرفته است. یکی از جمله پرسشهایی که ما میخواهیم راجع به آن چند ستری بنویسیم همانا مسئله ای وراثت و یا به عباره ای دیگر اجداد و نیاکان  ما برای ما کدام چیز ها را ارمغان نموده اند؟ میباشد. بخاطر وضاحت این موضوع لازم است که یک نگاه کوتاهی به تاریخ بشریت و جوامع نماییم. چونکه آگاهی در مورد تاریخ بشریت و جوامع ما را به سوی حل نمودن پرسش بالا سوق میدهد.

زمانیکه به تاریخ ممالک بیگانه و به خصوص کشورهای همسایه نگاهی کنیم، به صراحت گفته میتوانیم که در هر جا و مکان یک تضاد بین نسل پیشین و ما بعد آن وجود داشته و  این مسئله نیز به زودی و آسانی حل نگردیده است. اما این موضوع در افغانستان خیلی ها پیچیده و مغلق میباشد؛ زیرا ما در یک کشوری زندگی میکنیم که هنوز هم زیر فشار عنعنه و رسم و رواج های سنتی بوده و در طول این مدت خود را از زیر فشار آنها رها داده نتوانسته است. بناءً بعضی از عنعنه و رسم و رواج های نا مشروع و مغایر اسلام آینده ای ما جوانان را خراب نموده است. اما اجداد و نیاکان ما چنین نبودند چونکه:

بزرگان ما زاده ای آرامی، آزادی، آسایش و ارزانی بودند، برعکس ما زاده ای جنگ، ویرانی، خرابی و تباهی هستیم؛ اجداد ما با صدا و نوای خوش پرندگان چشم به جهان گشودند، ما با صدای تانگ و تفنگ به این جهان مرحبا گفتیم؛ نیاکان ما در جامعه ای سنتی پا به عرصه ای زندگی نموده و به مرور زمان سد و بندهای سنتی را  شکستند؛ برعکس ما در جامعه ای سنتی به دنیا آمدیم، کودکی خویش را با جنگ سپری کردیم و اکنون در یک دنیای نو داریم زندگی خویش را پیش میبریم؛ اکثر بزرگان ما بخاطر درهم شکستن قوانین جامعه ای سنتی مبارزه و مجاهدت نمودند، اما اکنون ما را مجبور میسازند که زیر فشار جامعه ای سنتی زندگی خویش را پیش ببریم؛ اکثر بزرگان ما دشمن آموزش و پرورش بودند و حتّا بعضی از آنها با دادن یک مقدار پول و پیسه اولاد خود را از مکتب دور میکردند، اما ما مفتون و دیوانه ای آموزش و پرورش بوده و حتّا بخاطر رسیدن به اهداف خویش شب و روز بدون کدام خستگی در تلاش هستیم؛ اکثر نیاکان ما شریک زندگی (همسر) خویش را خود انتخاب نمودند، اما شریک زندگی ما را خانواده ای ما انتخاب میکنند؛ بزرگان ما در شرایط زندگی کردند که فتنه و فساد خیلی ها کم بود، اما ما جوانان در جامعه یی زندگی میکنیم که فتنه و فساد به اوج خود رسیده است؛ در زمان اجداد ما تکنالوژی و سامان آلات آن به حدی کم بود که اکثر آنها با نام آن نیز آشنایی نداشتند، اما جوانان کنونی در دنیایی زندگی میکنند که هر طرف شان مملو از سامان آلات برقی و تخنیکی میباشد... بدون شک که هر یک از موارد بالا و امثال آن نتیجه های مثبت و منفی خود را دارد.

بطور خلص میتوان گفت که حالت و وضعیت اکثر ما جوانان خیلی ها وخیم بوده که در این مورد اکثرن بزرگان ما متهم اند. چونکه آنها کشور آرام و آزاد را گهی زیر استعمار عسکری قرار دادند، گهی کوچه و سرکهای آنرا با خون یکسان کردند و اکنون افغانستان را زیر استعمار فرهنگی قرار داده اند. نیاکان ما، ما را به حدی زیر فشار خود گرفته اند که حتّا در قسمت انتخاب شریک زندگی ما بیشتر از ما نقش بازی میکنند. گذشته از همه ما جوانان در دو راهی یی قرار داریم که در یکسوی آن جامعه ای سنتی و قواعد آن و در سوی دیگر آن دنیای تکنالوژی و تخنیک قرار داشته؛ انتخاب راه درست خیلی ها مشکل به نظر میرسد.

به نظر شما ما بد بخت ترین نسلیم یا نه؟

سید مبین هاشمی

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید