WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

   زر یا زور؟!                                                           سید مبین "هاشمی"  

زر و زور ده پدیده ای بوده که در افغانستان از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. زیرا افغانستان مکان و محل زیست برای کسانی است که حد اقل دارای یکی از دو واژه های بالا باشد. در اصل هیچگاه و در هیچ شرایطی دانش و هنر در این سرزمین اهمیت پیدا نکرده؛ به خصوص در چندین سال اخیر اکثر مردان صاحب دانش و هنر یا به بهانه ای این و آن متهم به چیزی شدند؛ یا بخاطر مشکلات اقتصادی و جانی راهی ممالک بیگانه شدند ویا هم توسط خاینین وطن و دانش به قتل رسیدند. جای تأسف در اینجاست که با وجود این همه تجارب و مشکلات هنوز هم اکثر شهروندان این خاک از گذشته ای تلخ خویش درس نگرفته و هنوز هم دارند در صدد استفاده نمودن زر و زور خود هستند.

هرگاه خود با چشمان واقع بین و بیطرف به وضعیت کشور نگاهی کنید، واقعیت بودن مطلب بالا را به درستی درک کرده میتوانید. چونکه اکثر دولتمردان این کشور یا پول گزاف دارند ویا هم از پشتبانی سیاسی و نظامی خوبی برخوردار هستند. به این فکر نباشیم که تمام وزیران، والیان، ولسوالان، شهردران، قاضیان... این کشور بنا بر لیاقت و شایستگی خویش به این کرسی ها تکیه کرده و یک زندگی مرفه و آرام را پیش میبرند؛ برعکس اکثر آنها نه دارای دانش کافی هستند و نه چندان لیاقت پست های کلیدی را دارند.

بعد از این معلومات کوتاه لازم است که بگوییم سبب این همه نا بسامانی ها در چیست؟ و یا به عبارت دیگر کدام فکتورها سبب زرداری و زورگیری گردیده است؟

بطور خلص میتوان گفت که پایان بودن سطح دانش مردم، نبودن رهنمای درست و فعال جهت روشن ساختن اذهان عامه، موجودیت ملیت ها و اقوام مختلف، مداخلات دستهای مغرض و بیگانه وغیره همه سبب این شده است که در افغانستان به عوض دانش و دانشمند، زر و قدرتمند حکمفرما باشد. همچو یک کار برعلاوه ای آنکه سبب عقب ماندگی کشور میگردد، سبب دلسردی دانشمندان، پژوهشگران، قلم بدستان و جوانان از کشور گردیده و در نتیجه همه ای آنها در صدد آن هستند که یک راه گریز از این خاک مقدس پیدا کنند. بنا بر همچو یک موضوع امروز پیش روی دروازه ای بعضی از ممالک مملو از جوانانی است که جهت گرفتن ویزه روز ها منتظر میباشند؛ تعداد زیاد ازآنها حاضر هستند که صرف بخاطر گرفتن ویزه که در اصل قیمت آن بیشتر از 100 دالر آمریکایی نمیباشد، چندین هزار دالر آمریکایی را بپردازند. حتّا اگر از جوانی راجع به وضعیت کار و بار و زندگی پرسیده شود، درحال دهن شکایت را باز کرده میگوید که "ای کاش! یک روز پیش از این کشور بیرون شوم"

پس راه حل در چیست؟

اگر واقعن ما خواهان آبادی و زیبایی کشور خویش هستیم، در قدم نخست باید در صدد بلند بردن سطح دانش و آگاهی مردم شویم؛ کار را به اهلش بسپاریم؛ کسانی را به حیث وزیر، والی، ولسوالی، قاضی تعین کنیم که لیاقت آنرا داشته باشد؛ نه بخاطر مصلحت های قومی، سیاسی و حزبی وغیره. هرگاه ما ویا دولتمردان ما چنین کاری را انجام داده توانستند، آنگاه ما خود را کامیاب و کشور خویش را آزاد، آباد و پیشرفته گفته میتوانیم در غیر آن شاید که چندین سال دیگر نیز وضعیت وخیم کشور به همین منوال ادامه پیدا کند.

سید مبین هاشمی

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید