WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

   ای معلم و استاد عزیز و نازنینم!                         سید مبین "هاشمی"  

در همچو یک روز گرامی و خجسته لازم دیدم که سوانح مختصر یکی از جمله معلمین و اساتید بزرگ بشریت را معرفی نمایم، تا اینکه با استفاده از زندگی و ویژگی های موصوف اخلاق و سلوک خویش را اصلاح و نیکو نماییم.

مروری به زندگی اولین معلم دین مقدس اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم)

نامش محمد (صلی الله علیه و سلم) نام پدرش عبدالله نام مادرش آمنه نام پدر کلانش عبدالمطلب ولد هاشم ولد عبدو مناف و لد قُصی (زید) ولد قیلاب ولد مُره ولد کعب ...روز دو شنبه 12 ربیع الاول چهل روز بعد از حادثه ای فیل در سرزمین مکه چشم به جهان گشود. پیش از اینکه پیامبر بزرگ (صلی الله علیه و سلم) پا به عرصه ای هستی نماید پدرش وفات نمود. این بدان معناست که حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) از شفقت و مهربانی پدر محروم بوده است. وی زمانیکه به دنیا آمد سرپرستی اش را مادر نازنینش بی بی آمنه به عهده گرفت. از عبدالله و آمنه تنها یک اولاد به دنیا آمد که آن هم پیامبر بزرگ ما بودند. اما در مقابل یک برادر رضاعی (شیر خوارگی) بنام عبدالله و دو خواهر رضاعی به نامهای انیسه بنت حارث و خدامه یا جذامه بنت حارث داشتند. در طفولیت بر علاوه ای مادرش دو زن دیگر به نامهای ثوبیه –کنیز ابو لهب- و حلیمه ای سعدیه بنت ابو ذویب نیز موصوف را شیر داد. حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) هنوز طفل شش ساله یی بود که مادرش وفات کرد. بعد از وفات مادرش سر پرستی و مراقبت موصوف را پدر کلانش به عهده گرفت. متآسفانه که این کار نیز به درازا نکشاند. زیرا در هشت سالگی پدر کلانش را نیز از دست داد. بعد از وفات پدر کلانش سر پرستی نامبرده را کاکایش ابو طالب به عهده گرفت. باید گفت که حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) به نامهای حارث، زبیر، ابو طالب، حمزه، ابولهب، غیداق، مقوم، فراء و عباس 9 کاکا داشتند که از آنجمله عباس  (رضی الله عنه) و حمزه (رضی الله عنه) دین مبین اسلام را قبول کرده بودند.

حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) تا سن 25 سالگی زیر مراقبت کاکایش ابو طالب زندگی به سر میبرد. اما بعد از سن 25 سالگی بنا بر درخواست حضرت خدیجه (رضی الله عنها) با موصوف ازدواج کرد و صاحب یک زندگی مستقل گردید. زمانیکه حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) با حضرت خدیجه ازدواج کرد نامبرده یک جوان 25 ساله  در مقابل حضرت خدیجه یک بیوِه 40 ساله بود. پیامبر بزرگ اسلام  به نامهای خدیجه بنت خویلد، عائشه بنت ابی (ابو) بکر،  حفصه بنت عمر فاروق، ام حبیبه رمله بنت ابی سفیان، سوده بنت زمعه، ام سلمه بنت سهیل، زینب بنت خزیمه، زینب بنت جحش، جویریه بنت حارث، صفیه بنت حُی و میمونه بنت حارث در مجموع یازده همسر داشتند که از آنجمله تنها بی بی عائشه دختر باکره متباقی همه بیوه بودند. بدون شک که تعدد زوجات پیامبر (ٌصلی الله علیه و سلم) از خود یک حکمت و فلسفه یی دارد که ما بخاطر اینکه موضوع به درازا نکشاند در باره ای آن جرو بحث نمیکنیم. حضرت محمد صلی الله علیه و سلم در مجموع دارای هفت اولاد بود که از آنجمله سه پسر به نامهای قاسم، عبدالله و ابراهیم و چهار دختر به نامهای زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه بود. از جمله فرزندان موصوف تنها بی بی فاطمه 6 ماه بعد از وفات حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) وفات کرد متباقی همه پیش از وفات  پیامبر بزرگ (صلی الله علیه و سلم) وفات کردند.

 زمانیکه حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) به سن چهل سالگی رسید پروردگار عالمیان موصوف را در غار حُرا با فرستادن حضرت جبرئیل و با به زبان آوردن پنج آیت اول سوره ی علق به پیامبری مبعوث نمود. کتابیکه جهت رهنمایی انسانها برای محمد (صلی الله علیه و سلم) داده شد عبارت از قرآن عظیم الشآن بود. اولین آیت کلام الهی در شب قدر نازل گردید. حضرت محمد (ٌصلی الله علیه و سلم) بعد از گرفتن وظیفه ای بزرگ پیامبری 23 سال مردم را به راه راست و دین اسلام دعوت نمود که از آنجمله 13 سال در مکه مکرمه و 10 سال در مدینِه منوره این وظیفه ای بزرگ را بجا آوردند. از جمله 23 سال پیامبری 3 سال اولِ دورِه مکه به نام دعوت مخفی یاد میشود. یعنی بعد از 13 سال دعوت در مکه حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) و یارانش راهی مدینِه منور گردیدند. در اینجا لازم میبینم که یکی از جمله سببهای هجرت مسلمانان از مکه مکره به مدینِه منوره را به زبان آورم. این نکته را باید به یاد داشته باشیم، زمانیکه حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) انسانها را به دین اسلام دعوت نمودند، همچو یک کار سبب بلند شدن سر و صداهای بزرگان شهر مکِه مکرمه گردید. زیرا آنها از نابود شدن موقف اجتماعی شان در حراس بودند. بنا بر همچو یک سبب مشرکین مکِه مکرمه در صدد آزار و اذیت دادن پیامبر بزرگ اسلام و پیروانش گردیدند. نه تنها اذیت حتّا  قصد کشتن حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) را نیز نمودند. همین بود که الله متعال برای بنده و رسول محبوبش امر و اجازِه هجرت را داد؛ پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و یارانش همه راهی مدینِه منوره گردیده در آنجا به سکونت آغاز نمودند. تا اینکه فتح مکِه مکرمه نصیب مسلمانان گردید. پیامبر و استاد بزرگ بشریت حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) بعد 23 سال پیامبری در سن 63 سالگی در مدینِه منور این دنیای فانی را وداع گفته به حق پیوستند.  ( شایان ذکر است که در قسمت گرفتن  بعضی مطالب از  کتاب “فقه السیره“ ای البوتی و رساله ای “سیرت النی صلی الله علیه و سلم“ چاپ اداره المعارف القرآن کندز استفاده گردیده است.)

تهیه کننده سید مبین هاشمی

ویژگی های یک معلم

از اینکه اولین معلم و استاد روی زمین حضرت آدم علیه السلام و اولین معلم قرآن و استاد دین مبین اسلام در روی زمین حضرت محمد صلی الله علیه و سلم) میباشد، بناءً برای اساتید محترم لازم است که با استفاده از اخلاق نیکو و کردار خوب آنها استفاده نموده خود را نظر به آنها آراسته سازند. بنده نیز در اینجا تا حد توان کوشش و تلاش مینمایم تا اینکه بعضی از ویژگی های خوب یک معلم را برایتان به عرض برسانم:

1         - اخلاق حمیده : اخلاق حمیده نه تنها برای یک معلم؛ بل، برایتان تمام انسانها لازم است. اما از اینکه معلم حیثیت یک رهبر و مربی را به خود دارد، بناءً برای وی لازم وضروری است که دارای اخلاق نیکو و پسندیده باشد. زیرا اولین معلم دین مقدس اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) خود دارای اخلاق حمیده و پسندیده یی بود که همه عرب و عجم ومفتون اخلاق وی بودند. پیامبر بزرگ در این مورد چنین میفرمایند: “پروردگارم مرا پرورش داد و پرورش مرا نیکو نمود“ از اینکه معلم حیثیت یک رهبر و رهنما را به خود دارد، باید که دارای اخلاق نیکو و پسندیده باشد تا اینکه درس و رفتار موصوف بالای دانش آموزان و دیگران تآثیر گذار باشد. اخلاق نیکوی یک معلم را کردار و رفتار وی با دانش آموزان، با معلمین دیگر، با آمرین و اشخاص بیرون، نشان میدهد. معلم به یاد داشته باشد که هر سخن و گام ویرا دیگران مشاهده نموده در باره ای وی قضاوت مینمایند.

2         -دانش بلند: اگر شخصی دارای دانش خوب و بلند نباشد هیچگاه و به هیچ شکل یک معلم خوب و محبوب شده نمیتواند. برای یک معلم و یا استاد لازم است که در قدم نخست در رشته ای خود دارای مطالعه ای زیاد و حاکمیت خوب باشد،بعد راجع به مضامین دیگر معلومات آفاقی به دست آورد. این بدان معناست که یک معلم ریاضی و یا ساینس از ادبیات دری، انگلیسی، علوم دینی نیز با خبر باشد. زیرا درس یک معلم زمانی مآثر میباشد که جزئیات یک موضوع و ارتباط موضوع با دیگر موضوعات را نیز برای شاگردان بیان کند. نه اگر تنها یک بُعد آنرا بیان کند و بگوید که رشتِه من فلان مضمون نیست که در باره ای آن سخن بزنم، اینجاست که شخصیت وی اندکی پایین می آید. این بدان معنا نیست که یک معلم باید تمام مضامین را به شکل درست و کامل آن بداند، اما معلومات مختصر و کوتاهی راجع به تمام مضامین داشته باشد.

3         -تواضع: تواضع یکی از جمله ویژگی هایی است که نه تنها یک معلم؛ بل، تمام اشخاص با سواد، تحلصیلکرده، ثروتمند و قدرتمند داشته باشد. زیرا تواضع خود بیانگر اخلاق حمیده و دانایی شخص را نشان میدهد. شخص دانا و متواضع مانند درخت میودار و در مقابل شخص نادان و متکبر مانند درخت بی حاصل و بی میوه میباشد. زیرا شاید مشاهده کرده باشید که شاخه ای درختان میوه دار همیش خم و در مقابل شاخِه درختان بی میوده بلند میباشد. اگر یک معلم در فکر این باشد که در این مکتب و یا شهر هست و نیست من هستم! ویا کسی از من بیشتر نمیداند و یا همچو یک نیت خویش را با عکس العمل خویش نشان دهد و یا به صدا و سلام دانش آموزان گوش نداده با دماغ بلند و اکت و فیشن های بیجا و بی مورد گشت و گذار نماید، این بدان معناست که موصوف متکبر و در عین زمان دارای دانش کم است. اگر دانش و فهم انسان بلند باشد هیچگاه خود را بلند تر از دیگران نمی بیند.

4         -دانستن روش تدریس: این مسئله یکی از جمله مواردی به شمار میرود که شاید اکثر انسانها با آن مواجه باشند. زیرا تدریس و فهماندن یک موضوع و مطلب برای دانش آموزان کار آسانی نیست. همین است که گاه گاهی بعضی نزاکت ها بین اساتید و دانش آموزان به میان می آید. بناءً معلم در صدد این باشد تا اینکه روش و راه فهماندن یک موضوع به دانش آموزان را بداند. همچنان سطح داشن و آگاهی دانش آموزان را نیز در نظر بیگرد. یعنی زمانیکه یک موضوع و مطلب را تشریح میکند سویه ، صنف و حتّا جنسیت دانش آموزان را نیز در نظر بگیرد.

5         -محبوب ساختن خویش: معلمین محترم در صدد این باشند که خود را محبوب دانش آموزان سازند. زیرا یکی از جمله کامیابی یک معلم همانا محبوب ساختن خویش در نظر دانش آموزان میباشد. اگر یک معلم در نزد دانش آموزان محبوب و دوست داشتنی شد، در قدم نخست تمام دانس آموزان به درس وی حاضر میشوند؛ دوم اینکه درس را به درستی گوش میکنند و مسئله ای سوم اینکه درس همچو یک استاد را دانش آموزان بیشتر مطالعه میکنند و در نتیجه در درس چنین یک معلم بیشتر کامیاب میشوند.

6-جدیت در کار: اگر یکبار نگاهی به وضعیت معلمین نموده باشید به صراحت دیده میتوانید که دانش آموزان اکثرن درس اساتیدی را بیشتر مطالعه میکنند که از موصوف بیشتر ترس داشته باشند. یعنی اگر معلم در کار و تدریس خویش جدی نباشد و بالای شاگردان فشار نیاورد دانش آموزان به هیچ وجهه سخن و درسهای معلم جدی نمیگیرند.

7-آداب معلمی: هدف از آداب معلمی همانا در تناقض نشدن دو نقش میباشد. بطور مثال: ممکن است که یک شخص در بیرون از مکتب یک پدر، مادر، برادر، خواهر، دوست و رفیق و در داخل مکتب یک معلم باشد. پس در همچو یک حالت بالای شخص مذکور لازم و ضروری است که وظایف و اماکن آنرا شناخته آنگونه عمل نماید. نه اگر شخص نامبرده در داخل مکتب مانند یک پدر، مادر و یا دوست گشت و گذار کرد، شخصیت وی زیر سوال میرود. بناءً معلمین محترم به این نکته نیز دقت نمایند.

در اخیر یکبار دیگر روز خجسته ای تمام معلمین را مبارک باد میگویم...  

با احترام

سید مبین هاشمی

         به یاد داشته باشیم که تمام دانشمندان، داکتران، انجنیران، مهندسان، نقاشان،رهبران...به اثر زحمات و رهنمایی های معلمین به ثمر رسیده اند.

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید