WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

   بسازیم یا بستیزیم!؟                                  سید مبین "هاشمی"  

 

بسازیم یا بستیزیم!؟

اینجا افغانستان مبارزین است، اینجا کشور غیوران، مسلمانان، مجاهدین، ، مدافعین، مصالحین، غریبان، فقیران، زحمتکشان، ... است. اینجا سرزمینی است که در صحفات مختلف تاریخ شاهد بسا نابسامانی ها، استعمارها، خرابی ها، ویرانی ها، جنگ ها، منازعات، کشتار ها... گردیده است. مردم این سرزمین گواه بسا فراز و نشیب های زندگی گردیده اند. زمانیکه در نزد مؤرخین، نویسندگان و بزرگان خویش بنشینیم اکثرن از شهکاری های ملت و مردم ما حرف میزنند و از تاریخ حماسه آفرین ما یاد میکنند. بدون شک که در گذشته ملت ما از خود فداکاری های بسا زیادی نشان داده نام خود و سرزمین خویش را با حروف زرین درج کتب تاریخ، و خاطرات انسانها کرده اند. همچو یک کار جای افتخار و فرخندگی ما میباشد و باید که به آن بالید. بطور مثال: در ترکیه هر لحظه و زمانی که با یکی از مسنین این ملت رو به رو شده معرفی میشوم، درحال از بزرگی، شهکاری، شجاعت، مردی، دلیری، فداکاری، مقاومت، مبارزه و قهرمانی های اجداد و نیاکان ما بحث نموده مرا به غلیان می آورد. بنده نیز باشنیدن همچو جملات و افاده ها به بزرگان خود بالیده یاد شان را گرامی میدارم. 

        یقینن که اینها همه طرف مثبت و خوب کشور و ملت ما بود، لازم است که حقیقت گو شده، پرده و عینک عصبیت، نژاد پرستی و خود بینی را دور کرده جهات منفی خود را نیز به زبان آوریم. در اینجا میتوان گفت که افغانستان در عین زمان یک سرزمین زورمندان، ثروتمندان، قدرتمندان، متملقین، واسطه داران، جنگ جویان، جنگ پرستان، کم سوادان، بهانه جویان، بیگانه پرستان، مرده پرستان، خود کشان، مردم فریب دهندگان، نادانان، دشمنان اسلام، ناقضین حقوق بشر، حقوق زن، حقوق طفل، احکام اسلامی و استوره پرستان نیز میباشد. شاید که بعضی ها با خواندن جملات و عبارات بالا احساساتی شده انگشت انتقاد بلند کنند؛ شوربختانه که حقیقت چنین است. همچو انسانها پیش از اینکه در باره ای این موضوع حکم دهند یکبار تاریخ پرشکوه و بزرگ این سرزمین و ملت را مورد مطالعه قرار دهند و بعد با خود بپرسند که: کی ها این کشور را به سوی جنگ کشانیده اند، کدام یک از کشورهای جهان مثل افغانستان مورد تجاوز و جنگ قرار گرفته، جوها و سرکهای کدام سرزمین با خون انسانها بی گناه مملو گردیده و رنگ سرخ گل لاله را به خود گرفته است، کدام ملت میلیونها انسان را قربانی جنگ های داخلی کرده است، میلیونها مادر کدام کشور شاهد کشته شدن پسر جوان خود گردیده و جگر پاره ای  خود را با دستان مملو از مهربانی و شفقت کفن کرده است، کدام ملت دشمن آموزش و پرورش (تعلیم و تربیه) بوده، کدام مردم رفتن به مکتب را فساد و بد اخلاقی شمرده است، در کدام نقطه ای جهان بیرون شدن از خانه ممنوع قرار داده شده است، کدام پیامبر، عالم، دانشمند و شخص در تاریخ اسلام گرفتن نام زن را گناه و عیب شمرده است؟ و ده ها کدام های دیگر.                   

    بدون شک که اکثر شما پاسخهای پرسشهای بالا را به جز از افغانستان در دیگر کشورهای دنیا در نخواهید یافت! چونکه این ما افغانستانی ها بودیم که خود و سرزمین خویش را به این نقطه و سویه رساندیم! متآسفانه که هنوز هم اکثر انسانها از تاریخ و گذشته ای خراب و مآیوس کننده ای خود درس نگرفته، درصدد ویرانی، خرابی، کشتار و فساد میباشند. اما بنده میگوید که آخر بس است! ما جوانان نخواهیم که میهن ما یکبار دیگر شاهد این نابسامانی ها گردد؛ ما نمیخواهیم که اولاد ما نیز مثل جوانان کنونی به حالت بزرگان و نیاکان خود خندیده و اکثر ما را به نفرت یاد کنند و خلاصه اینکه ما دیگر آن جوانان چند دهه پیش نیستیم! همه ای ما خواهان یک کشور پیشرفته، نامدار، مترقی، سازنده، تولید کننده، مجهز با سامان آلات برقی و تکنالوژی و آرام میخواهیم. اکنون ما فریب انسانهای استفاده جو، مضر، دشمن انسان و انسانیت، و اشخاص مفسد را نخواهیم خورد. ما با عزم راصخ و تصمیم قاطع در راه پیشرفت کشور و سرزمین خود حرکت نموده از خود چنان نامی به یادگار میمانیم که نسل های بعدی همه آرام و آسوده زندگی کنند.     

    بنا بر همچو یک سبب آماده ای هر نوع فداکاری و خود گذری هستیم. از این به بعد ما مثل گذشته مجبور نیستیم که با بعضی حالات مخلوط، مفسد، آلوده و مضر جامعه خود را آراسته قدم گذاریم، برعکس ما خلاف مقوله ای مروج در بین مردم که میگویند: اگر زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز؛ ما با گرفتن الهام از دانشمند و شاعر بزرگ علامه اقبال لاهوری میگوییم که: اگر زمانه با تو نسازد، تو با زمانه ستیز! ما باید این مقوله و وجیزه را تکیه کلام خود قرار داده گام به گام پیشرفت کنیم. زیرا اگر جامعه ای ما خدا نکرده گرفتار اعمال نا پسندی چون: فسق و فساد، لواطت، زنا، شراب نوشی، رشوت، واسطه، نابود ساختن دانش و اهل دانش... باشد، آیا ما مجبور هستیم صرف بخاطر اینکه مخالف جامعه حرکت نکنیم گفته خود را به همچو اعمال غیر انسانی و اسلامی آغوشته سازیم!

جوانان عزیز:      

اگر خواهان یک کشور خود کفا و پیشرفته هستیم، به جز از فداکاری دیگر هیچ چاره یی نداریم. ما باید تا حد توان در مقابل هرگونه عمل غیر انسانی و اسلامی و عرف و عادت نا پسند و ضد اسلامی و انسانی باید که بستیزیم. حال زمان آن نیست که فرشتگان آسمان نزول نموده به ما یاری رساند. چونکه دیگر نه حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) ی آمدنی است؛ نه عیسایی و نه امام مهدیی! تا بکی محتاج دستان دیگران میباشیم، تا بکی مصارف ما را بیگانه گان بپردازند، تا بکی دختران این سرزمین از آموزش و پرورش محروم بمانند، تا بکی اشخاص نالایق و نا توان به کرسی ها تکیه زنند؟      

       مردم کشورهای جهان در این قرن در سیاره گشت و گذار میکنند؛ ما هنوز در روی زمین به شکل درست و راحت حرکت کرده نمتوانیم! در دیگر مناطق جهان پست های دولتی اکثرن نظر به لیاقت و توانایی شخص داده میشود، در افغانستان هنوز هم نظر به واسطه، چشم شناخت و پول! امروز انسانها هر روز در صدد تآسیس یک مکتب و دانشگاه هستند، ما بر عکس در صدد سوختاندن و به آتش دادن مراکز آموزش و پرورش هستیم و به همچو یک کار اکثرن غلاف اسلامی میدهیم.  

  به یاد داشته باشیم، زمانیکه چنین حرکت کردیم خواه نخواه یک کتله ای بزرگ را در مقابل خود در می یابییم. چونکه انسانها با حالات موجود جامعه و محیط شان آمیخته شده و حرکات ما به ضرر آنها میباشد. شاید که بعضی ها بخاطر از دست دادن چوکی و قدرت خویش، بعضی ها بخاطر از دست دادن منفعت مالی، بعضی ها بخاطر از دست دادن نام و نشان و شاید که یک کتله ای محدود بخاطر ندانستن اصل موضوع در مقابل ما ایستادگی کرده ما را با انواع تهدیدها تهدید نمایند. به یاد داشته باشیم که در هر زمان و شرایط کسانی که بخاطر اصلاح جامعه و مردم سربلند کردند، با مخالفت های گوناگونی رو به رو شدند اما در نتیجه غالب گردیدند. بطور مثال:  پیامبران صلی الله علیه وسلم، حضرت عمر رضی الله عنه، سید جمال الدین افغان، عبده، سید قطب، محمد اقبال لاهوری، دکتر علی شریعتی و غیره. آنها در مقابل عرف و عادت خراب و حالات مفسد جامعه ای خود مبارزه نموده از خود فداکاری نشان داده نام خود را درج کتابها و قلب انسانها نمودند. همین است که امروز از تمامی آنها با افتخار و سربلندی یاد نموده اکثر ما آرزوی آنرا داریم که ای کاش! ما در نزد آنها بوده با آنها شانه به شانه مبارزه مینمودیم!

       شعار ما باید، مبازه و مجاهدت با فساد، بد اخلاقی، بی دانشی، جنگ، ویرانی، تباهی و جهالت باشد. چونکه اکثر بزرگان ما با انسان، دانش، اهل دانش و آرامی جنگیده ما را دچار همچو یک سرنوشت ساختند .

سید مبین هاشمی

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید