WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

    افغانستان منحیث یک سرزمین و دولت              سید مبین "هاشمی"  

 

چرا وقت اصلاً هیچ ارزشی برای ما ندارد!؟

سید مبین "هاشمی"  

اگر در زندگی روز مره مردم افغانستان متوجه شده باشید به خوبی دیده می توانید که اصطلاح "وقت" در این سرزمین اصلاً اهمیتی ندارد. مثلاً اگر بخواهیم با دوست خود ملاقات کنیم بجای اینکه ساعت را تعیین کنیم می گوییم بعد از چاشت، پیش از شام، بعد از خفتن و... ویا اگر کسی ما را دعوت کند اکثراً برای ما می گوید شب ویا چاشت به خانه ما تشریف بیاورید و ما هم اکثراً دیر تر می رویم. از همین رو برنامه های دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور اکثرا دیر تر آغاز می شود. جالب اینست که در مورد منشاء بی اروزش بودن وقت در کشور ما چندان غور نشده است. ما بنا بر همچو یک باور در این نوشته تلاش کرده ایم تا سبب این بی وقتی را جستجو کنیم. در گام نخست کوشش می کنیم که نظر دین در مورد وقت و زمان را بطور خلص ذکر کنیم بعد جایگاه وقت در جامعه خود را به بررسی بگیریم.

اولا باید بدانیم که وقت چیست؟ گرچه بعضی ها مثلاً عزیز آگوستین را باور به این است که وقت هیچ تعریفی ندارد چون گذشته گذشت و آینده هنوز معلوم نیست و هایدگر را باور به اینست که پرسشی مثل اینکه وقت چیست؟ پرسیشده نمی شود چون پاسخی ندارد. علر رغم آن وقت در فلسفه و فزیک مورد بحث قرار گرفته و دانشمندانی همچو ارسطو، کانت، برگسون، هایدگر، هیگل و... از وقت و زمان یاد کرده اند. اگر بخواهیم وقت را تعریف کنیم بطور خلص می توان گفت: وقت عبارت از پدیده اجتماعی است که ما در محدوده آن زندگی می کنیم علر رغم آنکه مشاهده کرده نمی توانیم اما در پی اندازه گیری آن هستیم.

پروردگار عالم در کتاب مقدس خود حین یاد آوری از آفرینش زمین و آسمان و عذاب نافرمان ها اصطلاحات روز و سال را بکار می برد و در بعضی آیت ها از استفاده درست عمر و زندگی یاد می کند که این خود یکنوع اشاره به وقت و اهمیت آن است. نظر به روایات ترمذی و بخاری پیامبر (ص)  در اماکن و اوقات مختلف از اهمیت وقت یاد کرده و گفته است اولاد آدم (ع) به وقت و زمان دشنام می دهد درحالیکه وقت از آن پروردگار است، در جای دیگری می فرماید پیش از اینکه مصروف و مشغول شوی قدر فراغت را بدان و در حدیث دیگر می فرماید یکی از پرسش های روز قیامت چگونگی گذراندن وقت و عمر در دنیا است و... این بود خلاصه دیدِ اسلام به وقت.

چنانکه گفته می شود وقت ابعاد مختلف داشته  و به اقسام گوناگون تقسیم می شود اما موضوع ما در این بحث وقت اجتماعی است. به باور جلال الدین چلیک[1] پژوهش ها در باره وقت اجتماعی در سال های 1970 میلادی آغاز گردیده و هنوز ادامه دارد. اما در افغانستان وقت اجتماعی نه دقت اهل خبره را جلب کرده و نه در زندگی اجتماعی اهمیت پیداه کرده است نه تنها در افغانستان بلکه در اکثر کشور های شرقی وضعیت از این قرار است. همین است که غربی ها شرق را "شرق بدون وقت" می نامند. چون در کشور های شرقی وقت عبارت از انتظار طولانی است (چلیک).

حال می آئیم به اصل موضوع: در زندگی روز مره بسیار شنیده ایم که می گویند: چهار روز دنیا است ول کن این همه تلاش و زحمت را؛ عجله کار شیطان است؛ دیر آید درست آید؛ انشالله؛ خدا مهربان است و... چنانکه دیده می شود در فرهنگ و زندگی اجتماعی اکثر شهروندان این کشور وقت هیچ اهمیتی ندارد. مثلاً وقتی می گوییم دنیا چهار روز است در اصل داریم یک عمر را  خلاصه می کنیم به چهار روز؛ درحالیکه اوسط عمر در افغانستان بین 40-45  و در جهان غرب بین 70-80 است. چهار روزه گفتن دنیا بی اهمیت بودن دنیا و وقت را نشان می دهد. مثلاً وقتی یک دوست ما تیز کار باشد برایش می گوییم عجله نکو و عجله کار شیطان است. این بدان معناست که بگذار وقت بگذرد و از وقت استفاده درست و بجا نکو و اگر چنین کاری کارت درست و معقول نمی شود چون شیطان مداخله می کند. اگر به انجام کاری وعده دهیم ویا قول ملاقات دهیم اکثراً به جانب مقابل می گوییم خدا مهربان است ویا انشاالله. این بدان معناست که من حرکت نمی کنم و در فکر انجام آن کار نیستم اگر خدا بخواهد می شود در غیر آن نه! بدون شک که ما به اراده کلی پروردگار حرفی نداریم اما همه چیز را نباید منوط به وی بسازیم خود را نیز کمی به حرکت در بیاوریم چون به باور اکثر علمای علم کلام اراده جزئی بدست انسانها است. مثلاً  وقتی کسی مرا به ساعت 10 بجه پیش از چاشت به محفل دعوت کند و من بدون کار و معذرت ساعت 10:30 ویا 11 بروم این عمل من از یکسو بی اهمیت بودن وقت را و از سوی دیگر بی ارزش بودن میزبان را نشان می دهد.

بعد از این معلومات کوتاه حال می توان گفت که در قسمت کم اهمیت بودن وقت در افغانستان پنج فکتور ذیل: برداشت غلط از اسلام، جغرافیه کشور، عدم صنایع پیشرفته، کاهش یافتن ملکیت شخصی و ضرب المثل ها نقش بازی کرده و می کند.  برداشت غلط از اسلام بخاطری نقش بازی کرده که اکثر انسان ها دنیا را بی ارزش تلقی کرده کار و تلاش در این دنیا را بی معنا و بی فایده پنداشته و از سوی دیگر عجله و تیز کاری را کار شیطان تلقی کرده اند. نقش جغرافیه کشور در این است که افغانستان از جمله کشور های شرقی به شمار رفته و در کشور های شرقی اکثراً زمان و وقت چندان اهمیتی ندارد. صنایع نیز نقش دارد حتا نقش صنایع بیشتر از اسلام و جامعه است. چون با پیشرفت صنایع در یک کشور اشتغال زایی بیشتر می شود، شهر ها بزرگ شده، فاصله ها دور تر و کار ها رسمی تر. بناءَ مامور و کارگر در فکر این می شود که هرچه زود تر به سرِ کار برسد در غیر آن غیر حاضر می شود. نقش ملکیت شخصی در اینج معلوم می شود. چون وقتی صنایع رشد کرد و شهر ها بزرگ شد اکثر کارمند و کارگر ها در نزد فرد دیگری کار می کنند درحالیکه در مناطق و کشور های عاری از صنایع اکثر دکان و شرکت ها از یک فرد بوده و انسان هر وقت دلش شد به کار می آید و در این راستا کسی ویرا مجبور نمی سازد؛ اما در ممالک و شهر های صنعتی و پیشرفته اکثر کار ها ملکیت شخصی کارمند و کارگرد نبوده بناءَ آنها مجبور هستند همه روزه و در سروقت به کار شان حاضر شوند. فکتور اخیری نقش ضرب المثل ها و تأثیر آنها در زندگی روز مره است. از اینکه این ضرب المثل ها در حافظه اکثر شهروندان کشور جا دارد بناءَ یا فرد خود به انجام کاری کوشش و عجله نمی کند ویا فرد دیگری با یاد آوری ضرب المثل مانع تیز کاری و استفاده فرد از وقت می شود.

موضوع را بسیار به درازا نکشانده باید بگویم که وقت در عیسویت بخصوص در مذهب پروتستان از اهمیت خاصی برخوردار بوده و از سوی دیگر غربی ها "وقت، طلا است" گفته در پی استفاده از آن هستند. اگر ما هم خواهان استفاده درست از وقت و پیشرفت هستیم باید قدر و ارزش وقت را بدانیم و چه خوب است بجای ضرب المثل های بالا ضرب المثل "کار امروز را به فردا مسپار" را سرمشق زندگی خود قرار دهیم. ها راستی به نظر من وقت نه مثل باور اکثر مسلمان ها "بی ارزش" است و نه مثل گفته غربی ها "طلا" ؛ بلکه وقت "زندگی است و برگشت ندارد".

راه حل:

درک اهمیت وقت از نگاه اسلام، تغییر ضرب المثل و جاگزینی ساعت در زندگی روز مره. مثلاً بجای اینکه بگوئیم شب خانه ما بائید باید بگوئیم ساعت 8 شام خانه ما بیائید...

به امید پرورش نسل های دقیق...

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید