WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

    متأسفم، حکومت بدست استفاده جوهاست!                                         سید مبین "هاشمی"  

 

متأسفم، حکومت بدست استفاده جوهاست!

 

    10 سال پیش از امروز ما مردم بیچاره ی افغانستان نه مجلسی داشتیم، نه رییس جمهور مشخص (انتخابات برپانشده بود) و نه کدام کابینه ی کار آمد. اما اکثر ما امید داشتیم که یک روز ما نیز مانند سایر ملت های موجود جهان دارای ارگانهای بالا خواهیم شد. طبعاً که همان شد. دیری نگذشت که انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی برپاشد و ما ملت مظلوم و جنگ زده که در طول تاریخ به پایه های صندوقهای انتخاباتی نرفته بودیم اینبار با شوق و اشتیاق خاص گویا که رییس دولت و نماینده گان خویش را با خواست و اراده ی خویش انتخاب نموده به مرکز کشور میفرستیم زن و مرد نگرفته اشخاص واجد شرایط انتخابات با متقبل شد ن زحمات زیاد راهی پایه های صندوق رأی دهی شده رییس جمهور و نماینده گان خویش را انتخاب نموده به پارلمان فرستادیم. دیری نگذشت که اکثر ما از اعمال و کردار خویش پشیمان شدیم. چونکه اکثر اشخاص فرستاده ی ما به عوض اینکه میباییست وظیفه ی اصلی شان را که عبارت از انتقال مشکلات ما به سمع بزرگان و مسؤولین بود میرساند؛ در صدد داشتن یک زنده گی مرفه و قصر های آسمان گشا شدند. طبعاً که در بین نماینده گان مجلس اشخاص دلسوز و زحمتکش وجود دارد هدف ما اشخاص استفاده جو میباشد. زمانیکه به حالت مشت زنی، بوتل پرانی و الفاظ حقارت آمیز آنها نگاه گردیم خود از کرده ی خویش پشیمان شدیم. شاید هم باشند کسانیکه که گفته باشند ای کاش! رأی نمیدادم. حیف رأی من به این شخص....

       به هر حال دوره ی اول پارلمان گذشت و زمان برگذاری بار دوم انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی فرارسید و  همه با خود تصمیم گرفتیم که اینبار یک شخص دانا، دلسوز و پُرتلاش را به حیث نماینده ی خویش انتخاب میکنم. متأسفانه که اینبار نیز چنین نشد. زیرا بار دوم نیز اشخاص دلسوز را انتخاب کرده نتوانستیم اینکه سببش فریب خوری ما است یا رهبران ما؟ بحث دیگری میباشد.  من زمان برگذاری انتخابات دوم پارلمانی را خود به یاد دارم، در آن زمان انسانها از هر طرف تهدید میشدند و به همین سبب بود که در بعضی مناطق ناامن صندوقهای انتخاباتی گذاشته نشد. علی الرغم همه مشکلات- قطع شدن انگشتان دست توسط گروه های مخالف-  باز هم مردم غیور و دلیر افغانستان راهی پایه های صندوقهای انتخاباتی شده نماینده ی خویش را انتخاب کردند. اما نافله! زیرا صفحه ی کنونی پارلمان نیز چندان روشن به نظر نمیرسد. امید ما مردم به عوض اینکه جامه ی عمل پوشد؛ هر روز یا خاک یکسان شده شعر ذیل را بخاطرم می آورد:

این چه شوریست که در دور قمر می بینم       همه افاق پر از فتنه وشر می بینم

هر کسی روز بهی می طلبد از ایام         علت آنست که هروز بدتر می بینم

      پس نماینده گان  ما در پارلمان چی میکنند؟

      یکتعداد اشخاص دلسوز، مردم دوست، حق شناس و با ایمان خارج،  بعضی از آنها در مقابل میکرافونهای  مدرن و کاغذ پیچ استراحت نموده سکونت را اختیار مینمایند؛ بعضی شان پرسش های دور از مورد ویا پیشنهادات خارج از موضوع و صلاحیت کاری شان میکنند؛ بعضی از آنها دالرهای مودار وزراء استیضاح شده را به بالا جیب خود مانده رأی اعتماد برایشان میدهند؛ چند تن آنها با قاچاق بر دست دارند؛ عده ی هم رول مافیا را بازی میکنند؛ یکتعداد دیگر هم مثل بعضی والی صاحبان وظیفه ی توریستی را پیش میبرند؛ عده ی هم یکدیگر را به این و آن متهم میکنند وغیره. این است حالت کنونی بعضی نماینده گان ما! پس از همچو یک مجلس نمیتوان توقع زیاد کرد.

      ای بزرگان (رییس دولت، وزراء، والی صاحبان... و نماینده گان ملت افغانستان!

       اینرا بخاطر داشته باشید که نماینده گی و وکالت وظیفه ی مهمی میباشد. زیرا این وظیفه،  پیشه ی اولین انسان روی زمین و اولین پیامبر حضرت آدم علیه السلام میباشد. چونکه الله متعال زمانیکه ملایک موجود در روی زمین را دور کرد،  بجایش حضرت آدم علیه السلام را منحیث وکیل و خلیفه ی خود گماشت. بناءً این وظیفه ی مقدس م والا را به وجه احسن آن بجا آورید. مکانی که شما در آنجا مستقر هستید در اصل خانه ی تمام مردم افغانستان بوده و شما نیز نماینده ی یک ملت قهرمان و غیوری چون افغانستان میباشید. به هر حرکت و کردار خویش دقت کنید. مجلس جای اتهام کردن، جای بوتل پرانی، محل همکاری با قاچاق بر، مکان پول جمع کردن ... نبوده و نمیباشد. باالعکس مجلس جای قانون سازی و قانونگذاری میباشد. خدا نخواسته اگر شما (بعضی از شما) دست به همچو یک عمل زشت بزنید از دیگران هیچ گله ی نداریم. زیرا شما یگانه ی مرجع قانون ساز کشور هستید؛ اگر شما به قانونیکه خود وضع نموده اید احترام نگذارید در اصل به خود ارج قایل نیستید. اگر رشوه را منع میکنید در قدم اول خود باید بخاطر رأی اعتماد دادن به وزرأ رشوه نگیرید (چندین بار شکایاتی در این مورد به رسانه ها نشر شد)؛ اگر سوء استفاده ازمقام را تقبیح میکنید باید خود از نام وکالت خویش سوء استفاده نموده بورسیه های تحصیلی را در بین خود تقسیم نکنید؛ اگر شما سخن از حقوق بشر میزنید پس ناقضین آنرا نگذارید که درکشور خودش راحت راحت قدم بزند کشور مربوطه را وادار سازید تا اینکه ناقض حقوق بشر را در محضر عام جزا دهد تا اینکه در آینده کسی دست به همچو یک کار زد نتواند و اگر قاچاق مواد مخدر کار بد است پس هیچ فردی از شما نباید دست به همچو یک کار زند ویا به عاملین آن یاری کند...

      امروز اگر یک وزیر ویا والی با استفاده از نام و چوکی خویش یک عمل غیر قانونی را انجام میدهد باید بداند که هم در نزد بنده گان و هم در نزد الله متعال مسؤول میباشد.

       نه اگر میگویید که ما هر چیزیکه دل ما خواست آنرا انجام میدهیم، کار را به وجدان شما میسپارم. خلاصه اینکه فرق بین حکومت داشتن و نداشتن چندان موجود نیست. اما به نظر بنده یک نسل نوین و دلسوزی خواهد پیدا شد که به درد ملت خویش مرحمی شود..

سید مبین "هاشمی"

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید