بقیه گزیده های مقالات صالحه وهاب واصل
سبکروح صالحه وهاب واصل

سبکروح
![]()
![]()
![]()
تا پرتو جمــــال تو بیـــــرون شد از نقــــاب
صد مــــوج بیقــــــرار فتــــاد انــــدرون آب
مستم چنان زســـاغر چشـــمت که درنظـــــر
می آیـدم شـــراب و می وبـــاده همچـــــوآب
تا ازسرم هــــوای تــــوانـــــدیشه ها ربــــود
چرخم چوگِرد بـاد بــدورم بــه پیـــچ و تـــاب
هرجلـــوه ات به من شده خـــــاموشی کـــلام
ازمعنی نگاه رسیــــدم بـــــه هــــــرجــــواب
آبــاد گشـتــــه کـــاخ دل ازحیـــــرت نظـــــر
کزغفلت سماع و بصـرگشته بـــــود خــــراب
مــــه دوش لاف حسن بــه بـــزم ستــــاره زد
روی تــو دیــدرفت خجـــل گشته در حجـــاب
«واهب» زهوش رفت که تا شد تهی زخویش
آزاد چون هــوا و سبکـــــروح چـون حبــــاب
![]()
![]()
![]()
13-12-2010
صالحه وهاب واصل
هالند
![]()
رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار ! لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

“
“این دژ یا حصار در حدود سه قرن (از قرن دوم تا پنجم مسیحی) آبادی روی
پشته بالاحصار به شکل اثر مذهبی ساخته شده که نظر به شواهد نقاط مجاور
میتوان آن را نیایشگاه بودائی خواند که احتمالاً بعید نیست که شالوده
اولین قلعه جنگی در همین زمان بدست یکی از شاهان هپتالی (هون) بوده
باشد. تیمورشاه که پایتخت افغانستان را از قندهار به کابل انتقال داد و
در بالاحصار کابل جاگزین شدند. تا عصر سلطنت امیر عبدالرحمن خان پایتخت
در همانجا بود”











