بقیه گزیده های مقالات صالحه وهاب واصل
بخت خواب آلود صالحه وهاب واصل

بخت خواب آلود
![]()
![]()
![]()
حیا در چشم تو در سایــۀ مژگــان خـوابیــده است
تبسم پشت درب لب چو گل خنـدان خوابیــده است
گمـان قصــه بـــردم از زبـــانت تــــا دل شــبهــــا
ولی دیدم نظر جایش به صد فرمان خوابیــده است
گذشت عمر من وکام دلــم حاصل نشـــد از تــــو
خدا شایدهم این ساعت بدرعمق جان خوابیده است
ترا توفان حیــرت میرســـانـــد تــــا حـــریم بخت
ببین بخت مرا کــوهم درین دوران خوابیــده است
غبـــــار دیــــدۀ من گشـــت ســـــد راه بیـنــــایــی
که هردوعالمـم درکاســـۀ چشمان خوابیــــده است
شدی طالب نـوای عشق را ازجــانت ای«واهـب»
ندیدی کان سپــاه نفسِ بی فــــرمان خوابیــده است
![]()
![]()
![]()
02-04-2011
صالحه وهاب واصل
هالند
![]()
رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار ! لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

“
“این دژ یا حصار در حدود سه قرن (از قرن دوم تا پنجم مسیحی) آبادی روی
پشته بالاحصار به شکل اثر مذهبی ساخته شده که نظر به شواهد نقاط مجاور
میتوان آن را نیایشگاه بودائی خواند که احتمالاً بعید نیست که شالوده
اولین قلعه جنگی در همین زمان بدست یکی از شاهان هپتالی (هون) بوده
باشد. تیمورشاه که پایتخت افغانستان را از قندهار به کابل انتقال داد و
در بالاحصار کابل جاگزین شدند. تا عصر سلطنت امیر عبدالرحمن خان پایتخت
در همانجا بود”











