2009/1/9

 

تو رفتي

شهر در تو سوخت

باغ در تو سوخت

اما دو دست جوانت

بشارت فردا

هر سال سبز مي شود

و با شاخه هاي زمزمه گر در تمام خاك

گل مي دهد

گلي به سرخي خون.

شعر از : خسرو گلسرخی

به گزینش سیندخت

 

ويرانـگری ، اساس نبرد است

ويرانـگری

نويد آبـادی

هر آنچه ساختند

از خشت خشت

ويران باد

 

اي لاله های ميهن من

گلگـونه هـا فسرده

گو بی شما

تاريخ را هر آنچه بسازند

ويران باد

آبادی ضحاك ويران باد

 

( خسرو گلسرخی )

هستی

 

چشمه پيری است

در انتهای راه كوير

بايد گذشت از اين راه ؟

 

اين مرد راه

صبوری و تسليم

جاری ست

در رگش

بر هوتيان كلافه ی تنهايی

 

بايد ز راه مانده ، گذشتن

بايد كه سرافراز به چشمه رسيدن

اين چشمه در انتظار عبث نيست.

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد