WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 بقیه گزیده های مقالات    محمد انور پویان

 

   تحفه نوروزی                                                                 نوشته:محمد انور پویان

  

نورز یعنی تحقیق،تثبیت وتقویم جدید برای تمام اجسام اعم از زنده وغیر زنده ودمیدن روح تازه وزنده گی جدید واز خواب بیدار شدن تمام جماد، نبات وزی حی،تحرکی تازه در کالبد خفته،مانده گاری است از فرهنگ پر باراجدادونیاکان ما که درطول تاریخ بمثابه ارثیه گران بها،سر فصل زنده گیو نوین تجلیل وتکریم میشد.هیچ تمدن وفرهنگی در تاریخ بشریت اعم از آرامی،سامی،هلنیک،ایندیک،سیریاک وسومریک با چنین ژرف نگری محاسبه دقیق آغازینی نداشته اند. که حیات بخش وزنده گی آفرین باشدصفحات تاریخ آریانای باستان،نشان میدهد همینکه قبایل آریایی در سر زمین های شمال وجنوب آمو دریا یعنی حوزه باختر بعد از مهاجرت ها دست به تنظیم حیات اجتماعی واقتصادی زدندتا در پرتو آن در صلح وصفا زیست نمایند.روز بروز حیات حیات مالداری وگله داری به زنده گی روستایی وشهری مبدل گشت..برای اولین بار شهر بلخ یابخدی قدیم بحیث نخستین کانون حیات مدنی در سرزمین آریانای کهن عرض وجود نمود.آریایی ها ی قدیم که مردمان شریف،نجیب،دلیر ورستگار بودند بمنظور هر چه بیشتر حیات اجتماعی وسیاسی به ارزش های مادی ومعنوی جامعه اهمیت میگذاشتند واز آنها بحیث قوانین ویا کود های اجتماعی مستفید میشدند، درپهلوی موازین وقوانین اجتماعی که خود وضع میکردند،پدیده های کلتوری چون عرف،عادات،سنن ورسوم اجتماعی در حیات جامعه نقش مؤثری را بازی مینمود.

آریانای قدیم با استقرار در حوزه باختر در واقعیت امر قدم به صحنه نوینی از حیات اجتماعی واقتصادی گذاشتند.نخستین مدنیت پایه اداری وسیاسی حکومت،فرهنگ،زبان وآئین مشخص رادر این سرزمین پیریزی کردند.وتوانستند که ارزش های مادی ومعنوی بزرگی را ایجاد نمایند .که نشانه های آنرا میتوانیم در سرود های ویداواوستا مشاهده نماییم. در مرور زمان با رشد وانکشاف حیات مادی و معنوی آریانای باستان ازخود دارای فرهنگ وثقافت ویژه ای گردید.به همانگونه که ادیان گوناگون در این جا سایه افگند، روز های بخصوص واعیاد وجشن ها ی ویژه ای رواج یافت، در این روز ها آریایی ها قربانی میکردند،نذر میدادند، خوشی ها وپایکوبی ها مینمودند،شاهان در روز های خاص صله وبخشش میدادند .آریایی های قدیم را عقیده بر این بود که گو یا خداوند ج جهان را در این روز آفریده است.واین روز را برای نخستین بارجمشید یا یما پادشاه جشن گرفت ودر همین روز به فرمان جمشید از نیشکر،شکر ساختند واز نباتات ورستنی ها شربت یا شیره را بنام هوما درست کردند.که فرح بخش بود.آریایی ها به هدایت جمشید همه ساله این روز را به عنوان آغازین روز سال نو جشن میگرفتند.در این روز تن های خود را شستشو مینمودند.لباس نو میپو شیدند،دعا میکردند ونماز میخواندند تا سالی را که در پیشرو دارند ،در صفا وصمیمیت،صلح وسلامت به پایان رسانند.        این رسوم وعنعنه ملی تا امروز در فر هنگ غنی وپر بار کشور ما توأم با معتقدات دینی مقام ومنزلت خود را حفظ نموده است.آریایی ها سال را به دو فصل گرما هفت ماه وسر ما پنج ماه تقسیم میکردند.در تقویم او ستایی سال دوازده ماه وهر ماه سی روز شد.در آن زمان هر یک از روز های سی گانه اسمی خاصی داشت که اولین آن (اورمزدروز)یعنی روز آهورامزدا یاسرور دانا که خدای زردشتیان بود مسمی شده بود.

زردشتیان رسم" آب پاشان"دارند.ذکر جشن آغاز سال در دو کتیبه دوره کو شانی آمده است. کوشانی ها که قلمرو شان از سند تا آمو دریا بسط وتوسعه داشت از سلاله های معروف آسیای میانه است که پایتخت تابستانی شان "کاپیسا"وپایتخت زمستانی شان در "تاکسیلا"(منطقه ای در نزدیکی پشاور) قرار داشت.در عصر کو شانی در یک روز بنام" نوبهار"آتش می افروختندومراسم در آتشکده ها صورت میگرفت.

لفظ بهار به معنی بتکده"تراش تازه بهار"در تر کیب های مانند :شاه بهار در غزنی،سریکد بهار در بگرام،نو بهار در بلخ،گلبهار در کاپیساآمده ومفهوم ومقوله ای بهاربه معنی مطلق بتکده در اشعار دری آمده است.

نخستین بار نوروز شکوه خود را در دوره خلفای عباسی مجددأ بدست آورد.در روز گار غزنویان از حسن تصادف نوروز با روز نخستین سال به نقطه اعتدال "ربیع"قرار گرفت.در زمان جلال الدین ملکشاه سلجوقی 458هـ برابر با 1079میلادی اول حمل با سال نو برابر افتاد. شاه عده از منجمان را مؤظف ساخت تا تقویم شمسی را تر تیب دهند.همان بود که به همت علمای چون ابو المظفر اسفزاری هروی ،عمر خیام نیشاپوری،ابوالحسن لوگری وعبدالرحمن خازفی،بر اساس محاسبات نجومی آغاز سال در نقطه اعتدال ربیعی به طوردایم وثابت قرار گرفت. ونوروز اول سال وسر آغاز فصل بهار شد.

مردم ما مقدم سال نو ویا نوروز را گرامی میدارند .در این روز بمثابه سر آغاز زنده گی نو تجلیل مینمایند.

چنانچه منوچهر گوید :  

آمدت نوروز وآمد جشن نوروزی فراز             کامگاراکار گیتی تازه از سر گیر باز

سرزمین آریایی ها برسم از نیاکان خویش همه ساله این روز را با خوشی وسرور ومیله نهال شانی بنام روز دهقان با مراسم خاص جشن میگیرند.که طی روز های خوشی انواع مراسم چون ورزش پهلوانی،میله های بزکشی،اسپ دوانی ،چوب بازی ،بیل بازی وغیره برگزار مینمایند. همانگونه که فرهنگ های بارآور وبالنده مردم ما در بر هه های مختلف زمان در ابعاد مختلف قابلیت پاینده گی خود را حفظ نموده است،اکثر عنعنات ،رسم ورواج ها ودیگر ارزشهای فر هنگی آریایی ها در متن فر هنگ اسلامی خود را جای داده وبه صبغه مذهبی در دین مقد س اسلام پایدار مانده است.در این میان بر افراشتن علم ها،تجمع مردم در اماکن مقدسه ودیگر نماد های بر گزاری مراسم جشن نوروز، در سر زمین مارا میتوان یاد آور شدوهمینگونه است آنجا که خرمن های آتش را بر پا میداشتند ودر اطراف آن میله میگیرند،واز بالای آن خیز می اندازند،وزمزمه میکنند که :(سردی مارا بگیر،گرمی خود را بده)با خوشی وسرور هفت میوه تهیه میکنند،مرغ سفید میکشند،سبزی چلو میکنند ودستر خوان خود را به استقبال سال نو از پیداوار محلی (هفت میوه) مملو میسازند،باپختن سمنک خواندن سرود های فولکلوریک به خوشی خود می افزایند.مردمان ما در این روز ها به صحرا،دشت وکوه ها میروند،برروی سبزه ها وگل ها قدم میزنند،نهال غرس میکنند،ورزش میکنند وروز های خود را با خوشی سپری می نمایند. چنانچه عمر خیام آن شاعر زاهد پاکیزه سرشت گوید:

به چهره گل نسیم نوروز خوش است               در صحن چمن روی دل افروز خوش است

نوروز را به عنوان روز خجسته، روز صلح وصفا ودر حقیقت روز آغاز زنده گی نو میدانند،لذا پدران، فرزندان خود رابه غرس نهال که نمونه سرسبزی ،شادابی وآبادانی است تشویق میدارند،واز همین خاطر است که اینروز را بنام روز میله نهال شانی نیز یاد مینمایند. غرس نهال خود را نمونه ای از رفاه،آبادانی وثمر بخشی حیات مادی ومعنوی جامعه میدانند .چنانچه گویند:

نهال دوستی بنشان که کام دل به بار آرد       درخت دشمنی بر کن که رنج بیشمار دارد 

در میان مراسم با شکوه نوروز میتوان از میله چهار شنبه اول سال یا چهار شنبه سوری ومیله با شکوه گل سرخ نام برد.که با ویژه گی های خاص در نقاط مختلف کشور برگزار میگردد.در چهار شنبه سوری مردم خرمن های آتش بر پا میکنند واز روی آن خیز بر داشته زمزمه میکنند :سردی ام را بگیر وگرمی ات را بده وهمچنان در میله باستانی گل سرخ مردم از تمام نقاط کشور وحتی از کشور های همسایه در شهر تاریخی مزار شریف گرد می آیند تادر مراسم بر افراشتن علم مبارک روضه شاه ولایت مأب حضرت علی شیر خدا کرم الله وجهۀ اشتراک نمایند،در این روز ها شهر مزار شریف میزبان هزاران هزار ارادتمند علی مرتضی در گرداگرد روضه شریف دست دعا به سوی آسمان بلند میکنند. هر کس به آرزوی خاص به افراشته شدن علم مبارک میله باستانی گل سرخ را بی صبرانه انتظار میکشندودر هر گوشه وکنار صدای (بیاکه بریم به مزار،ملا محمد جان،سیل گل لاله زار واه واه دلبر جان ) شنیده میشود وشور هلهله در فضای شهر طنین انداز میگردد.وهمینگونه در تمام نقاط کشور در اماکن مقدسه ومحلات فروش مواد خوراکه (مندوی ها)علم های مبارک وطغ های با ارادت وعقیدت خاص بر افراشته میگردد تا سال نو سال فراوانی غله جات وخوردنی ها باشد.

میله تپه سخی در کابل خاطره ها را دو باره در دل ها زنده میکند.

حیف،افسوس اما دریغا !در ست بیست وپنج سال در پرتو تمدن شگوفان معا صر ،داد دیمکراسی،عدالت اجتماعی ،حقوق بشر،جهان آزاد،تا هنوز در کشور ماتم زده ما، جهل ،فقر، غم ،اشک،مرگ ووحشت میبارد،طفل یکساله اگر مانده باشد بیست وپنج ساله شده است.همینطور بیست وپنج ساله پنجاه ساله شاید طعمۀ حوادث ویا بمرگ طبعی خود دنیا را وداع خواهند گفت تمام فر هنگ وتمدن آریا نای کهن محو ونابود ویا به غارت برده شده است.همه داشته های مادی ومعنوی ما دیگر وجود ندارد.تاریخ پنجهزار ساله اخیرأ مدفون گردید.میشود فرهنگ وساختار مادی ساخت،اما علمأ وعملأ جبران خسارات معنوی وفرهنگی امر محال است.ما دیگر هو یت وروان فر هنگی خود را از دست داده ایم.عاملین ومسببین قضایای افغانستان بدادگاه تاریخ چه جواب خواهند داد؟آیا تاریخ بشریت چنین وحشت وبربریت را بخاطر دارد؟مگر وجدان بشریت خفته است؟ ابر قدرت ها وهمسایه گان آزمند ما دیگر از پوست واستخوان وقبرستان افغانها چه میخواهند؟مزدوران دون صفت وفروخته شده مگر مسخ شده اند؟ مگر افغان ومسلمان نیستند که چنین ظلمی برحق مردم محروم وستمدیده خود روا میدارند؟

بد تر از همه شهر تاریخی کابل،جایگاه جلال،عظمت ومدنیت باستان،قلب پر تپش افغانها،به ویرانه وگورستان تاریک تبدیل شده است.سالها ست نوروز را ندیده اند.جشن اجداد ونیاکان خود را به باد فراموشی سپرده اند.چپاول گران بی فرهنگ بجای رشد،غنا،حفظ ونگهداشت فر هنگ وبه جای احیای حیات مادی ومعنوی مردم ومر حم زدن به زخم های شان،دست به غارت هستی مادی ومعنوی جامعه ما زدند وگوش به فر مان باداران خود هر آنچه هدایت و دستور داده شده بود کردند.شهر زیبای کابل وسایر شهر های این مرز وبوم را وباشنده گان شان را به خاک وخون کشاندند. این اجیران مزدور به دستور باداران خارجی شان نه تنها بر انسان جامعه رحم نکر دند،بلکه در حق اشجار وموجودات طبعی هم درنده صفتانه عمل کردند.تمام مردم ما قهرأ قتل عام شدند یا جبرأ به مهاجرت کشانیده شدند، دیگر از اماکن مقدسه وتاریخی سراغی نیست وکابل را این شهر باستانی که روزگاری بر تارک سیاست منطقه تکیه زده بود،بخاک یکسان ساخته اند.دیگر از نوروز وجشن های نوروزی در باغ بابر،چمن حضوری، دامنه خیر خانه،زیارت شاه شهیدع و بر افراشتن علم مبارک در مزار شریف وتپه سخی، سخنی وصدایی نیست وشهر یان کابل آنانیکه امروز در زیر ضربات این عناصر قرون اوسطایی وبی فر هنگ بسر میبر ند،بجای سرود های فرح بخش نوروزی که روزی از حنجره آواز خوانان وهنر مندان کشور ما شنیده میشد، امروز چنین زمزمه میکنند :

همه در فکر عید اند وما در ماتم یاری          محرم صد شرف دارد بر این عیدی که ما داریم  

ویا اینکه غزل شاعر شیرین سخن:

ساقیا فصل گل آمد می گل فام تو کو  

هر روز تان نوروز                   نوروز تان پیروز

  

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید