WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

   آیا قتل داکتر نجیب الله یک قتل سیاسی بود؟                                            یعقوب عادی

سخن حقیقت برای کج اندیشان یک سرود تلخ است

در این روز ها نشر قسمتی از جنایات و بربریت طالبان در نخستین روز های حمله الیجاری آنان به کابل از طرف منابع نامعلوم در یک ویدیو کلیپ بی آواز چند دقیقهء به نشر رسید. محتوای ویدیو کلیپ در واقع بخاطر دست برد به ذخایر پشتوانه ای پولی و طلا های که بر علاوه ارزش پولی، از ارزش و اهمیت تاریخی برخوردار بود توجیه شده است. ازآن جهت که قتل داکتر نجیب الله نیز به همین مساله ارتباط داده شده، این ویدیو کلیپ توانست سوژه بحث های حضوری ومقاله ای مخالفین وموافقین آرمانی وسیاسی داکتر نجیب الله رابه گونه های متفاوت فراهم آورد.

دراین میان کسانی در حالیکه نسبت ها را در قضاوت خود مطرح نکردند، درعین حال خواستند سلسلهء غلط های سیاسی شانرا در یک مقطع زمانی در سایه این واقعه خیره بسازند. به همین ترتیب به یقین عده ای برای پوشش دست بازی های خود شان نیز، این دست برد را بیشتر از دیگران الم خواهند کرد. شاید همان لوژیستیکی ماهر (آصف فروزان) ویاآن تجار پیشه هندوستان (گلخان اکبری) نیز یخن بالا اندازند که مانند شِیر سفید استند

اگر ما نتوانیم موقف ها و موقعیت های ارکان دولتی وسیاسی را از بالا تا پائین درست تعریف کنیم، کانتیر نیشینان وقصر نیشینان را یک گونه توصیف کنیم و با یک چشم بیبینیم در واقع چشم حقیقت ما کور است وبه مردم دروغ گفته ایم.

به این ترتیب عده ای کوشش دارند به اساس بهر برداری های گروه گک خودشان افتخار همگانی را در پای افراد جداگانه رکلام نمایند. کیش شخصیت بسازند و در پناه آن خود را جا بزنند. این عده گاهی نام مخالفین شانرا در جهت بر حق شمردن خودشان شاهد میآورند، وگاهی دیگر بر علیه این شاهدان دسیسه میکنند وآنان را به خیانت متهم میسازند.

ازآنجا که رازگنجینه پشتوانه افغانستان در ادوار مختلف تاریخ حاکمیت های دولتی یک راز آشکار برای شخصیت های آگاهء کشور بوده، بدون شک که حتی لمیدن مار های آستین هم به آن گنجینه مقدور نبود. پلان دست بُرد به این گنجینه در این ویدیو کلیپ نامکمل خود نشان میدهد، که این دستبرد نا فرجام نمیتوانست از یک منبع معمولی تنظیم شده باشد.

در عین حالی که این ویدیو کلیپ دهان آنانی که با طلسم حیله ونیرنگ جنایات طالبان، این قاچاقچیان مواد مخدر وداشته های تاریخی افغانستان را بنام ظهورضد پاتک سالاری نشخوار میکردند با مشت حقیقت بست، طالبان را سالار پاتک سالاران نیزمعرفی کرد، از جهت دیگر قتل داکتر نجیب الله را هم از دایره یک قتل سیاسی بیرون کشید. علاوه به آن امکانات فلم گیری این حادثه حکایت از سلسلهء یک پلان وسیع دارد،که یک دلیل آن امکانات این فلم گیری از طریق تکنالوژی است که در دست رس مدیریت های بزرگ قرار دارد وجریان وواقعات آنوقت را در کنترول داشته ویا هم اینکه با آماده گیهای مکمل با فرصت های کافی این فلمبرداری مستقیم انجام شده و قسمت ایدت شده آن به این شکل کلیپ شده وبه منظور خاص بیرون آمده است.  

مساله دیگرکه از تصور بالا بوجود میائید اینکه: چرا با اتلاف وقت این ویدیو کلیپ بیرون آمد؟ حتی آنگاهی که دو پناهنده فراری دفتر اسکاب (ریس دفتر وبادیگارد ریس جمهوری که این دو نفر قبل از بیرون بردن ریس جمهور فرار کرده بودند ) گپ های ضد و نقیض گفتند ضرورت پخش این ویدیو دیده نشد این در حالی است که از آنوقت تا اکنون تعرض به حریم سازمان ملل را، خودِ سازمان ملل بسیار جدی نگرفت، واعضای قدرتمند آن سازمان بعد از ده سال بهانهء جنگ با پدیده تروریزم طالبی، آنان یعنی تروریزم طالبانی را به حیث جانب سیاسی به رسمیت میشناسد. با اینحال بر میگردیم به گویش آنانیکه داکتر نجیب الله را شعار خود ساخته اند، اما با قاتلین ریس جمهور به اساس وجوهات بیمار همزبانی میکنند. این چیزی است که هر روز درامکانات جمع آمد های مختلف به مشاهده میرسد. مگر فرض نجیب الله شعاران همین است که از قاتلین او در برابر دیگران حمایت نمایند؟ آنان باید بر علیه این چپاولگران باشند ویاهمرکاب این چپاولگران؟

از آنجائیکه بار ها تجربه نموده ایم که خاموشی در بارهء آنانیکه منتظر فرصت های نفع خواهی فردی وگروهک تجرید شدهء خود استند و از مواضع پنهانی وبار ها بزدلانه بالای صادقترین شخصیت های مردم خواه ووطندوست حمله نموده اند مصلحت موفق نیست. لذا زمان آن رسیده است که میان آنان واین صادقین یک خط تفکیک ارایه شود.

آنان کسانی اند که امروز هم از کارائی وکارسازی مدل های خود به سرنوشت مکتوم و «نا مکشوف» مردم ومملکت به عنوان طرح سیاسی متداوم ودراز مدت سفسطه گوئی میکنند. همان شبحء طرحِ که امروز ریس جمهور کرزی از آن برای بقای خود با جانب طالبان مصلحت پذیر میشود

در بارهء این مصلحت و مفهوم مصالحه در یک بحث گذشته آورده بودم، مصالحه یعنی مصلحتی که خواست جانب مقابل در نظر گرفته شود. اگر امروز را با دیروز ارتباط بدهیم همان خواستی که دیروز به اصطلاح مجاهدین داشتند،حالا میگذریم از اینکه خوست، گردیز، بامیان وتخار ...به اساس پذیرش همان خواست برای به اصطلاح مجاهدین وقت رها شد وسر نوشت مردم به عنوان گنجشک پناه بته با آتش زدنِ بته تعین گردید. لیکن بیشتر از آن در محتوای سیاست مصالحه دیروز حتی در سطوح حزب این خواست جوانب مصالحه مدنظر گرفته شد .

حکم غیر حزبی شدن مقامات قضائی تا این مقامات باید حزب را ترک کنند اولین گام در خصوص انحلال حزب بود که از طرف رهبری آنوقت صادر شد. این در حالی است که عدهء فریبکارانه نسبت به دیگران اتهام نامه انحلال صادر میکنند، در حالیکه همین موضوع تحمیل ترک کردن حزب برای مقامات قضائی بنیاد پراگنده گی و بی اعتمادی را به شدت دامن زد.

بر میگردم به عنوان بحث که آیا قتل داکتر نجیب الله سیاسی بود؟ اینک ویدیو کلیپ منتشره مستند ساخت که داکتر نجیب الله در حقیقت قربانی دست برد عناصر بد اندیش وبد عمل، مفسد ترین جنایت کاران یک دزدی بزرگ قرار گرفت، تا سیاست های که هنوز کسانی برای گرد آلود کردن فضای وحدت خانوادهء بزرگ خاکستر آن را باد میکنند  

بلی مظلومیت داکترنجیب ا لله را که صحنه های از این ویدیوکلیپ به نمایش میگذارد هر انسان شریف و با احساس را تکان میدهد. از جمله برای نویسنده از این جهت بسیار تکاندهنده است که تصور بسیار افسانوی از داکتر نجیب الله داشتم. واین تصور را نجیب الله شعاران با توصیف دلاورانهء چون « در پاسخ درخواست امضای توافق نامه خط دیورند توسط طالبان، طالبی را به مشت زد، و یا در برابر درخواست طالبان که او را با خود میبردند مقاومت کرد و گفت من از اینجا نمیروم، نامهء نوشت وکتابی نوشت و........» در ذهنم بیشتر تقویت نموده بودند

بلی تصاویر تکاندهنده است. واکنون به این می اندیشم که چرا ریس جمهور ما داکتر نجیب الله چنان اراده نموده بود تا چنان فضای روانی بالای او مسلط گردد، که در برابر دو طالب یا دو دزد بسیار مظلوم واقع شود. در بارهء مظلومیت ریس جمهور چه باید نوشت؟ جز اینکه بگوئیم زندگی شرین است. اما؛ شهیدان گمنام افسانهء ندارند. آنان این شرینی را به ساده گی ترک کرده اند. مردان شجاع که بمب های دستی شان را در سینه خود انفجار دادند تا اسیر دشمن نشوند، هنوز کمتر قلمی برای افسانه آنان تراشیده شده است.شهامت آن سربازی که زخم برداشته بود وهمسنگران برای انتقال او از خط جبهه تلاش داشتند و او فریاد میزد که مرا به مرمی دیگربزنید تا اسیر دشمن نشوم تنها راز یاد گار چند سینه است وبس.

در حالی چنین است که عدهء از نجیب الله شعاران هراز گاهی از طرح شجاعانه یک سلسله سیاست ها لفظ پرانی میکنند. وخنده دار تر اینکه در نتیجه آن سیاست ها غیابت خود را شجاعت وحضور دیگران را بز دلی میدانند. درست است که سیاست میدان پهلوانی نیست اما وقتی ازطرح شجاعانهء سیاستها میگوئیم آنچه وصف شجاعت را پیش میکشد روحیه وروان خودما ست . بیاد میاورم مرد کهنسال کارگر کارخانجات جنگلک کابل را که محمد امین نام داشت. به اساس رابطه های خانواده گی روزی با جمع از دوستان ورفقا به ملاقات واحوالپرسی اش رفتیم. بعد از احوالپرسی صحبت بالای «دفاع خودی» فابریکه کارخانجات جنگلک آمد. کارگر عزیز شکایت کرد که «مرا در دفاع خودی نمیگیرند میگویند شما ریش سفید استید اینها نمی فهمند که جنگ را مورال میکند» از آنوقت تا حال هر از گاهی در موقع مشکل با الهام وبرداشت ازسخن آن آدم توانمند کوشش میکنم روح خود را تقویت نمائیم

واما مورال طراح سیاست های شجاعانه را درکدام عکس العمل ها باید بخوانیم؟ حق داریم از نجیب الله شعاران بپرسیم ، که ریس جمهور از قرنطیل کردن خود در این مدت تا آن گاهی که به مرگ بی عکس العمل تسلیم شود چه میخواست؟؟ وشما چه اقدامی جز انتظار ماندن تا رفتن او به کام مرگ که راز های نا گفته، برای گفتن زمینه پیدا نکند، سخن شما برای مراجع و حامیان جهانی سیاست های تان چه بود وچه است؟ مراجع که بعدآ حضورنظامی وسیاسی ده ها کشور جهان را در افغانستان مشروعیت دادند، وشما سرنوشت کشور ومردم را به اراده آنان تسلیم کرده بودید و بعد دیگران را زیر نام کودتا علیه پلان آنان متهم ساختید در این مدت زمان کجا بودند؟؟؟ وبلاخره که شما با آن همه غوغا سازی های سیاسی در نتیجهء یک دست برد به پشتوانه پولی افغانستان داکتر نجیب الله را به مرگ تسلیم کردید چرا از به اصطلاح حامیان جهانی این طرح و تدبیر،پرسشی را یکبارهم در باره قتل داکتر نجیب الله مطرح ننمودید به جز خانم تنها شدهء ایشان که گفتند «سخنان نماینده سر منشی ملل و سخنان این دو نفر فراری ( بادیگارد وریس دفتر) با هم مغایرت داشت» که شما هنوزهم از نام خانم اوشان سوء استفاده میکنید.

از همین آدم های که یک کلمه یعنی مصالحه را به خیال لاستک هی کش کرده میروند که از یک مفهوم خاص یک لغت، چنان تنابی جور بکنند که دست تمام فلاسفه ها را با آن ببندند، باید پرسیده شود،که وقتی شما نمیتوانید با آنانیکه حد اقل میتوانید در فضای دیبلوماسی سیاسی یا حد اقل در ظاهرِ ذهنیت سازی گزینه های سیاسی که فضای کم وبیش تفاهماتی دارید یک گام ویک قدم کنار بیائید، آیا شعار ها و سفسطه گوئی های شما را دروغ ثابت نمیکند؟

درست است که مردم ما با ساده دلی وپاک دلی به گپ ها، خواب ها و استخاره های متظاهر باور میکنند. اما شما که وقتی با کلمه سازی های بی مسئولیت در سایت ها ولفظ پرانی های بی اندیشه در اتاق های پالتاک با ریش بابا مزاخ میکنید باید بدانید که تف سر بالایست به رخ خود تان

محمد یعقوب هادی 

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید