2010/6/17

زمينه هاي رشد جامعهء مدني

 محمد داود راوش

افغانستان عمدتاً از دهكده ها و شهر هاي نه چندان بزرگ به وجود آمده است. در مناطق مختلف به طور كلي سه نهاد اساسي به نظر مي خورد، مكتب، مسجد و مالكان يا بزرگان اقوام و به همين گونه وكلاي گذر در شهر ها. در بارهء نقش جايگاه و نفوذ هر يك از آن ها مختصراً بايد گفت كه:‌در نبود ساختار هاي ديگري، از قبيل انجمن ها، اتحاديه ها، كلوپ هاي مباحثه، مراكز فرهنگي و .... همين نهاد ها به طور طبيعي حضور فعال و مطرحي را احراز نموده اند. اينكه در كجا نقش كدام يكي از آنها بر جسته مي شود به عوامل مختلفي رابطه ميگيرد، از انجمله همانا نفوذ معنوي يا شخصي و حتا تباري فرديست كه در رأس يكي از اين سه نهاد قرار مي گيرد. ساختار دهكده را اگر در نظر بگيريم، در بد و امرخيلي ها ساده به نظر مي آيد، ولي سلسله مسايلي دارد كه بسيار عمده به نظر مي آيد. دهكده هايي وجود دارند كه نقش ملا امامان در آن ها خلي برجسته بوده و حل و فصل قضايا و به اصطلاح خير و شر مردم توسط آن ها صورت ميگيرد. محلاتي هم با در نظر داشت نفوذ مالكان يا قريه داران و رابطهء آنها با مراجع قدرت يعني ولسوال ها و والي ها، نقش برجسته پيدا مي كند. هم چنان آمر مكتب، مدير ليسه يا سرمعلم كه نفوذ معنوي دارند و از احترام جوانتر ها بيشتر بر خوردار ميباشند، مشخصتر اينكه نقش و نفوذ معلم و ملا بيشتر خصوصيت مصلحانه دارد. ملك، قريه دار يا بزرگ قوم از قدرت و نوعي وابستگي با حاكميت بر خوردار ميباشد و در پهولوي آن از حمايت نزديكان و تعلقيت تباري كه در گذشته پدر و پدر كلانش داشته نيز بر خورداراست.

در جامعهء ما هر چند ساخت هاي رسمي مؤثريت خود را دارا مي باشند، ولي ساخت هاي غير رسمي نيز مؤثريت قابل ملاحظه يي نيز دارند. در ساخت ها و نهاد هاي غير رسمي امكان سازگاري بيشتر است و زمينهء حل مسايل فراهم تر ميباشد. انعطاف نظر به مصلحت هاي بهي خواهانه بيشتر صورت ميگيرد.

ملا امام نيز نظر به درجهء فراگيري اش از علوم ديني و تقوي كه دارا ميباشد در حل و فصل مسايل نقش خود را ايفاء ميكند. در اين مورد هم تبار و تعلقيت ملا امام نيز كه ازپدر  كي بوده و به كدام اصل و نصب منصوب است امر مهم ميباشد. فراموش نشود كه در هر مورد مسأله سن و سال از اهميت ويژه يي بر خوردار است. به نحوي كشور ما، كشور بزرگسالگي است اگر كسي هر قدر هوشمند هم باشد، ولي سن و سال پايينتري داشته باشد، ميگويند كه او خام است. با آن كه ضرب المثلي ميان مردم وجود دارد كه عقل به سر است نه به سال، در دهكده ها جوانان به طور شايد و بايدحق مشاركت چنداني در امور را ندارند. زنان به طور كلي نقش قابل توجه نداشته و در مجالس حل و فصل قضايا اصلاًٌ حق اشتراك ندارند.

در بارهء اهميت آموزش و پرورش سخنهاي فروان است. حال زمان آنست تا بدانيم چه ميكانيزمي ضرورت است تا آموزش و پرورش و در اينجا به طور مشخص آموزگار و آموزنده چه نقشي را در تحقق صلح و احياي مجدد كشور و ترقي اجتماعي و اقتصادي ايفاء كرده ميتوانند.

آموزگاران افغانستان در مجموع ميتوانند نقش ارزنده يي را در مساعي مشترك با ساير نهاد ها داشته باشند. با در نظر داشت پيشينهء تاريخي نفوذ معنوي معلم، مكتب و حتي شاگردان صنوف بالا در دهكده ها و محلات ميتوان گفت كه اين يگانه مركز فرهنگي است كه در حال حاضر حضور فعال و سهم بارز مي تواند داشته باشد. در سالهاي جنگ نهاد هاي مختلف اجتماعي آسيب هاي فراواني ديده اند، ولي هنوز هم اساس و شيرازهء بنيادي آنها كه خيلي ها مقاوم بوده، پابر جاست. در گذشته ها، به طور طبيعي ميان اين سه نهاد عمده روابطي وجود داشته و حتا به شكل خود انگيخته يي، مساعي مشترك داشته اند.

مهم اينست كه اين روابط براي آينده بايد داراي روابط كاري برنامه ريزي شده باشند. به خودي خود آنها قادر به اين امر خواهند بود كه انسجامي را ببار آورند، ولي بهتر است از جانب مراكز ديگر و به خصوص مراكز غير دولتي كمك و همكاري شوند. ضرورت جدي به اين اتحاد و همكاري در مرحلهء كنوني وجود دارد. ممكن است نهاد هاي ديگري در آينده بتوانند نقش مماثل را ايفاء كنند، ولي در وضعيت كنوني آن ها اهميت فوق العاده يي را دارا مي باشند. پرسش مطرح مي شود كه اين نهاد ها در صورت اتحاد و تشكل و مساعي مشترك ، به چه مسايلي مي توانند بپردازند؟ در اين ارتباط ميشود فهرت طويلي را به گونهء يك لايحهء وظايف تهيه كرد. به گونهء نمونه آمر مكتب، ملا امام و ملك يا بزرگ قوم ميتوانند براي رفع و زدودن كدورت ها و خصومت هاي ايجاد شده در جريان جنگ، ميان مردم در محل نقش اصلاحي داشته باشند. آنها مي توانند در مساعي مشترك وقتاً فوقتاً به حل همچو موارد بپردازند و بروز حوادث ناگوار اجتماعي جلو گيري كنند. ممكن است مجالسي هم در ادارهء مكتب تدوير يابد و به طرفين منازعه وقت داده شود تا سخنان يكديگر را بشنوند و راه حل مفصل را پيدا كنند. هم چنان ملا امام در مسجد و محل مناسب ديگر و ملك، قريه دار يا بزرگ قوم، زمينه هايي را به وجود آرند تا مردم به منازعات گذشته پايان دهند و به فكر حال و آينده خانواده و اولاد خود بر آيند. نهاد هاي جامعهء مدني كه در كشور هاي ديگر وجود دارند، ميتوانند به خوبي مرام و بابر نامه علماً تنظيم شده اين جريان را در افغانستان حمايت كنند. البته در اين چشم انداز مختصر به كليه ابعاد نمي توان پرداخت. مثلاً در زمينه هاي رشد و توسعهء اقتصادي، اين نهاد هاي ميتوانند حتا نقش رهبري كننده يي را انجام دهند. مثلاً اگر يك موسسه، ساختماني را در يكي از محلات اعمار مي شود، اين سه نهاد ميتوانند از آن مواظبت و نگهداري كنند و بدينصورت اين پيام را به سازمان هاي امداد و دولت برسانند كه مردم آگاهانه از برنامه هاي باز سازي حمايت مي كنند.

با اين نگاه گذرا در يك نتيجه گيري كلي مي توان گفت كه:

ضرورت همكاري اين سه نهاد در امر انسجام و بهبود امور در سطح محلات و دهكده ها، نهايت ارزنده مي توانند بود. بناءً بهتر است كه سازمان هاي امداد و ديگر نهاد هاي ذي ربط سمينار ها، همايش ها و نشست هاي را با اشتراك اين سه نهاد با اجراي چنين سمينار هاي بايد فكر انكشاف، توسعه، باز سازي، نوسازي و چي ها و چي هاي ديگر در گام نخست راه اندازي كنند. از همه مهمتر بايد احساس مسؤليت مردم را، در ميان بزرگان دهكده وسيعاًً گسترش داد. ادارات مكاتب با صرف هزينهء اندك ميتوانند مراكز خوبي براي اينهمايش ها باشند و تعليم و تربيه در تحقق صلح و ثبات، ترقي اجتماعي و انكشاف اقتصادي بتواند به گونهء موثر تري نقش سازندهء خود را ايفا كن

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد